زينب (س) چگونه کربلا را در تاريخ زنده نگه داشت؟

    موضوع: مقالات دینی تاریخ ارسال: 1393/08/12 - 06:37



    «حسين در طول نهضت حماسي خود خاندان و همراهان خود را چنان با استقامت و پايداري آشنا نمود كه هر يك جلوه‌اي از استقامت حسيني شدند در اين ميان، حضرت زينب چنان درس آموخت كه استقامت و پايداري او پس از عاشورا در دوران اسارت و روياروئي با يزيد درخشان ترين صحنه‌هاي استقامت و پايداري بشري است.
    در حماسه حسيني، آن کسي که بيش از همه اين درس را آموخت و بيش از همه اين پرتو حسيني بر روح مقدس او تأبيد خواهر بزرگوارش زينب «س» بود. براستي که موضوع عجيبي است. زينب با آن عظمتي که از اول داشته است و آن عظمت را در دامن زهرا «س» و از تربيت علي (ع) به دست آورده بود، در عين حال زينب بعد از کربلا با زينب قبل از کربلا متفاوت است يعني زينب بعد از کربلا شخصيت و عظمت بيشتري دارد.»
    گفتار شهيد مطهري درباره جايگاه حضرت زينب (س) صاحب دومين شب و دومين روز از ايام دهه نخست محرم بنا بر سنت تاريخي، داراي نکته‌هاي تاريخي است که به شب ورود به کربلا نيز مشهور است. وقتي شمر ملعون، سر حسين (ع) را از قفا بريد و با تک تک ياران مظلوم فرزند علي بن ابي طالب (ع) و نواده رسول الله حضرت محمد مصطفي (ص) چنين کرد‌ و سر‌ها بر نيزه‌ها رفت تا گروهي از کوفيان بي‌وفا ظالم را پيروز تاريخي واقعه عاشورا تعبير کنند، اين زينب بود که بر اين خيال، خط باطل کشيد و خفتگان را آگاه ساخت و نگذاشت تا حماسه حسيني در کربلا ‌بماند.
    اگر در دوران بني العباس، مهم‌ترين ابزار بيان مظلوميت ائمه و شيعيان حقيقي و به تصور کشيدن فضاي خفقان، ذکر مصيبت امام سوم شيعيان بود، زينب (س) در سخت‌ترين شرايط و در حالي که داغ عزيز‌ترين نزديکانش و آنچه در اسارت بر ايشان و ساير اسرا گذشت، قامتش را خميده ساخته بود، سخناني را در بارگاه يزيد و در مقابل سرهاي از تن جداي خاندان عصمت و طهارت بيان کرد که برگ درخشاني در تاريخ شيعه شد و شجاعت بانوي کربلا را در ايستادن مقابل ظالماني که در قساوت همتايي نداشتند، نمايان ساخت.
    چنين روايت شده که وقتي سر حسين (ع) و يارانش و اسرا‌ در مقابل يزيد حاضر شدند، تشريفات درباري به‌‌ همان فراواني بارگاه ابن زياد انجام شد. «زحر بن قيس که کاروان را به عنوان نماينده ابن زياد هدايت مي‌کرد، سخنراني طولاني ‌کرد و در آن به شرح چگونگي شهادت امام حسين ـ عليه السّلام ـ و يارانش پرداخت».زينب (س) چگونه کربلا را در تاريخ زنده نگه داشت؟
    سپس از ميان مردم، بعضي‌ها نسبت به اسارت خاندان نبوت اعتراض کردند و يزيد ساکت بود و پاسخي نداد. وقتي بزرگان و سران اهل شام که يزيد به مناسبت پيروزي خود، دعوت کرده بود، حاضر شدند، اسرا‌ و سرهاي مقدس را نيز به مجلس آوردند. [1] پس از درخواست مرد سرخ‌پوستي از اهل شام براي کنيزي گرفتن فاطمه دختر حسين ـ عليه السّلام ـ از يزيد، [2] و جلوگيري زينب ـ سلام الله عليها ـ از اين کار و گفت‌وگوهاي تند بين يزيد و ايشان و زدن چوب خيزران بر لب‌هاي مبارک امام ـ عليه السّلام ـ بود که حضرت زينب (س) برخاست و خطبه‌ آتشيني ايراد کردند.
    متن عربي اين خطبه که در لهوف آمده، ‌اين چنين است:
    «فقامت زينب بنت علي ـ عليه السّلام ـ و قالت: الحمد لله رب العالمين، و صلي الله علي محمد و آله اجمعين. صدق الله کذلک يقول: «ثم کان عاقبة الذين اساءا السوي ان کذبوا بآيات الله و کانوا بها يستهزؤون» (سورة روم، آية 10). اظننت يا يزيد ـ حيث اخذت علينا اقطار الارض و آفاق السماء فاصبحنا نساق کما تساق الاماء ـ ان بناء علي الله هواناً و بک عليه کرامة!! و ان ربک لعظيم خطرک عنده!! فشمغت بانفک و نظرت في عطفک، جذلا مسرورا، حين رايت الدنيا لک مستوسقة، و الامور متسقة و حين صفالک ملکنا سلطاننا، فمهلا مهلا، انيست قول الله عزوجل: «و لا يحسبن الذين کفروا انما نملي لهم خير لانفسهم انما نملي لهم ليزدادوا اثما و لهم عذاب مهين» (سوره ‌آل عمران، آية 178).
    امن العدل يابن الطلقاء تخديرک اماء ک و نساءک و سوقک بنات رسول الله سبايا؟! قد هتکت ستورهن، و ابديت وجوهَهُنَّ، تحدوبهن الاعداء من بلد الي بلد، و يستشرفهن اهل المنازل و المناهل، و يتصفح وجوههن القريب و البعيد، و الدني و الشريف، ليس معهن من رجالهن ولي، و لا من هماتهن حمي، و کيف ترتجي مراقبة من لفظ فوه اکباد الاذکياء، و نبت لحمد بدماء الشهداء؟! و کيف يستظل في ظللنا اهل البيت من نظر الينا بالشنف و الشنآن و الإحن و الاضغان؟! ثم تقول غير متاثم و لامستعظم: فاهلوا استهلوا فرحا. ثم قالوا: يا يزيد لا تشل.
    منتحياً علي ثنايا ابي عبدالله ـ عليه السّلام ـ سيد شباب اهل الجنة تنکتها بمخصرتک. و کيف لا تقول ذلک، و قد نکات القرحة، و استاصلت الشافة، باداقتک دماء ذرية محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ و نجوم الارض من ‌آل عبدالمطلب؟! و تهتفُّ باشياخک، زعمت انک تناديهم! فلترون و شيکاً موردهم، و لتودن انک شللت و بکمت و لم تکن قلت ما قلت و فعلت ما فعلت. اللهم خذ بحقناه و انتقم ممن ظلمنا، و احلل غضبک بمن سفک دماءنا و قتل حماتنا. فوالله مافريت الاجلدک و لا حززت الا لحمک، و لتردن علي رسول الله ـ صلي الله عليه و آله ـ بما تحملت من سفک دماء ذريتة و انتهکت من حرمته في عترته و لحمته و حيث يجمع الله شملهم ويلم شعشهم و ياخذ بحقهم «و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون» و حسبک بالله حاکماً، و بمحمد خصيماً و بجبرئيل ظهيراً، وسيعلم من سول لک و مکنک من رقاب المسلمين، بئس للظالمين بدلا و ايکم شر مکاناً و اضغف جنداً. و لئن جرت علي الدواهي مخاطبتک، اني لاستصغر و قدرک، و استعظم تقريعک و اسثتکثر توبيخک، لکن العيون عبري، و الصدور حري. الا فالعجب کل العجب لقتل حزب الله النجباء بحزب الشيطان الطلقاء، فهذه الايدي تنصح من دمائنا، و الافواه تتحلب من لحومنا، و تلک الجثث الطواهر الزواکي تتاهبها العواسل و تعفوها امهات الفواعل، و لئن اتخذتنا مغنماً لبقدنا و شيکا مغرما، حين لا تجد الا ما قدمت يداک، و ماربک بظلام للعبيد، فالي الله المشتکي. و عليه المعول فکذکيدک، واسع سعيک، و ناصب جهدک فوالله لا تمعون ذکرنا، و لا تميت وحينا، و لا تددک امرنا، و لا ترحض عنک عارها، و هل رايک الافندا و ايامک الاعددا، و جمعک الا بددا، يوم ينادي المناد، الا لعنة الله علي الظالمين، فالحمد لله الذي ختم لاولنا بالسعادة و المغفرة، و الاخرنا بالشهادة و الرحمة. و نسال اللدان يکمل لهم الثواب و يوجب لهم المزيد، و يحسن علينا الخلافة، انه رحيم و دود. و حسبنا الله و نعم الوکيل.»[3]
    عين متن لهوف در کتاب ابو مخنف نيز وارد شده ‌و ترجمة آن از ابومخنف چنين است:
    «زينب دختر علي بن ابي طالب ـ عليه السّلام ـ برخاست و گفت: «سپاس خداي را که پروردگار جهانيان است و درود خدا بر پيغمبر ـ صلي الله عليه و آله ـ و همة خاندان او باد. راست گفت خداي سبحانه که فرمود: «سزاي کساني که مرتکب کار زشت شدند زشتي است، آنان که آيات خدا را تکذيب کردند و به آن‌ها استهزاء نمودند.»‌اي يزيد آيا گمان مي‌بري اينکه اطراف زمين و ‌آفاق آسمان را بر ما تنگ گرفتي و راه چاره را بر ما بستي که ما را به مانند کنيزان به اسيري برند، ما نزد خدا خوار و تو سربلند گشته و داراي مقام و منزلت شده‌اي، پس خود را بزرگ پنداشته به خود باليدي، شادمان و مسرور گشتي که ديدي دنيا چند روزي به کام تو شده و کار‌ها بر وفق مراد تو مي‌چرخد، و حکومتي که حق ما بود در اختيار تو قرار گرفته است، آرام باش، آهسته‌تر. آيا فراموش کرده‌اي قول خداوند متعال را «گمان نکنند آنان که کافر گشته‌اند اينکه ما آن‌ها را مهلت مي‌دهيم به نفع و خير آنان است، بلکه ايشان را مهلت مي‌دهيم تا گناه بيشتر کنند و آنان را عذابي باشد دردناک».
    زينب (س) چگونه کربلا را در تاريخ زنده نگه داشت؟
    آيا اين از عدالت است ‌اي فرزند بردگان آزاد شده (رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ) که تو، زنان و کنيزگان خود را پشت پرده نگه داري ولي دختران رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ اسير باشند؟ پرده حشمت و حرمت ايشان را هتک کني و صورت‌هايشان را بگشايي، دشمنان آنان را شهر به شهر ببرند، بومي و غريب چشم بدان‌ها دوزند، و نزديک و دور و وضيع و شريف چهره آنان را بنگرند، در حالي که از مردان و پرستاران ايشان کسي با ايشان نبوده و چگونه اميد مي‌رود که مراقبت و نگهباني ما کند کسي که جگر آزادگان را جويده و از دهان بيرون افکنده است‌ و گوشتش به خون شهيدان نمو کرده است. (کنايه از اينکه از فرزند هند جگر‌خوار چه توقع مي‌توان داشت) چگونه به دشمني با ما نشتابد آن کسي که کينه ما را از بدر و احد در دل دارد و هميشه با ديده بغض و عداوت در ما مي‌نگرد. آن‌گاه بدون آنکه خود را گناهکار بداني و مرتکب امري عظيم بشماري اين شعر مي‌خواني:
    فاهلوا و استهلوا فرحاً ثم قالوا يا يزيد لا تشل
    و با چوبي که در دست داري بر دندان‌هاي ابو عبدالله ـ عليه السّلام ـ سيد جوانان اهل بهشت مي‌زني. چرا اين شعر نخواني حال آنکه دل‌هاي ما را مجروح و زخمناک نمودي و اصل و ريشه ما را با ريختن خون ذريه رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ و ستارگان روي زمين از آل عبدالمطلب بريدي، آن‌ گاه پدران و نياکان خود را ندا مي‌دهي و گمان داري که نداي تو را مي‌شنوند. زود باشد که به آنان ملحق شوي و آرزو کني کاش شل و گنگ بودي نمي‌گفتي آنچه را که گفتي و نمي‌کردي آنچه را کردي. بارال‌ها بگير حق ما را و انتقام بکش از هر که به ما ستم کرد و فرو فرست غضب خود را بر هر که خون ما ريخت و حاميان ما را کشت.‌اي يزيد! به خدا سوگند نشکافتي مگر پوست خود را، و نبريدي مگر گوشت خود را و زود باشد که بر رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ وارد شوي در حالتي که بر دوش داشته باشي مسئوليت ريختن خون ذرية او را، و شکستن حرمت عترت و پاره تن او را، در هنگامي که خداوند جمع مي‌کند پراکندگي ايشان را، و مي‌گيرد حق ايشان را «و گمان مبر آنان را که در راه خدا کشته شدند مردگانند، بلکه ايشان زنده‌اند و نزد پروردگار خود روزي مي‌خورند.» و کافي است تو را خداوند از جهت داوري و کافي است محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ تو را براي مخاصمت و جبرئيل براي ياري او و معاونت.
    و بزودي آن کس که کار حکومت تو را فراهم ساخت و تو را بر گردن مسلمانان سوار نمود، بداند که پاداش ستمکاران بد است و در‌يابد که مقام کدام يک از شما بد‌تر و ياور او ضعيف‌تر است. و اگر مصايب روزگار مرا بر آن داشت که با تو مخاطبه و تکلم کنم ولي بدان قدر تو را کم مي‌کنم و سرزنش تو را عظيم و توبيخ تو را بسيار مي‌شمارم، اين جزع و بي‌تابي که مي‌بيني نه از ترس قدرت و هيبت توست، لکن چشم‌ها گريان و سينه‌ها سوزان است. چه سخت و دشوار است که نجيباني که لشکر خداوندند به دست طلقاء (آزاد شدگان) که حزب شيطانند، کشته گردند و خون ما از دست‌هايشان بريزد، و دهان ايشان از گوشت ما بدوشد و آن جسد‌هاي پاک و پاکيزه را گرگهاي بيابان سرکشي کنند، و کفتار‌ها در خاک بغلطانند (کنايه از غربت و بي‌کسي آن‌ها).‌اي يزيد! اگر امروز ما را غنيمت خود دانستي زود باشد که اين غنيمت موجب غرامت (ضرر) تو گردد در هنگامي که نيابي مگر آنچه را که از پيش فرستاده‌اي، و نيست خداوند بر بندگان ستم کننده، به خدا شکايت مي‌کنيم و بر او اعتماد مي‌نماييم.
    اي يزيد! هر کيد و مکر که داري بکن، هر کوشش که خواهي بنماي، هر جهد که داري به کار گير، به خدا سوگند هرگز نتواني نام و ياد ما را محو کني، وحي ما را نتواني از بين ببري، به ‌‌نهايت ما نتواني رسيد، هرگز ننگ اين ستم را از خود نتواني زدود، راي توست و روزهاي قدرت تو اندک و جمعيت تو رو به پراکندگي است، ‌در روزي که منادي حق ندا کند که لعنت خدا بر ستمکاران باد.
    سپاس خداي را که اول ما را به سعادت و مغفرت ثبت کرد و آخر ما را به شهادت و رحمت فائز گرداند، از خدا مي‌خواهيم که ثواب آن‌ها را کامل کند و بر ثوابشان بيفزايد، و براي ما نيکو خلف و جانشين باشد، که اوست خداوند رحيم و پروردگار ودود‌ و ما را کافي در هر امري و نيکو وکيل است.» [4]
    نواي سوزناک «زينب، زينب» استاد سليم مؤذن‌زاده را بشنويد. در اين نوحه تاريخي مؤذن‌زاده چنين مي‌گويد:
    زينب زينب زينب کنز حيا زينب کان وفا زينب
    زينب زينب زينب درد آشينا زينب غرق بلا زينب
    غم قهرماني زهرا نيشاني
    اي روح با ايمان جانيم سنه قوربان
    زينب زينب زينب سرگشته دوران آواره توفان
    زينب زينب زينب حفظ عهد و پيمان شير شه مردان
    زينب زينب زينب محبوبه جانان قرآنينه قوربان
    زينب زينب زينب شمشير دو پهلو دان برنده بيان زينب
    زينب زينب زينب قارداش باشونين اوستونده زولفي آراران زينب
    زينب زينب زينب صحراي مصيبت ده غمنن قوجالان زينب
    زينب زينب زينب قارداش باشونين قاني زولفينده حنا زينب
    زينب زينب زينب پيمان حَقَ مظهر قرآنه او لان ياور
    زينب زينب زينب حجب و ادبه مظهر شأن و شرف منبر
    زينب زينب زينب دائم گوزي قان ياشلي باشينده قارا معجر
    زينب زينب زينب زهراسي اولن گوندن آماج بلا زينب
    زينب زينب زينب تعبير رسا زينب تسبيح خدا زينب
    زينب زينب زينب محراب عبادت ده تفسير دعا زينب
    زينب زينب زينب پروند? خونين شاه شهدا زينب
    زينب زينب زينب محکم سوزي اوستونده مردانه دوران زينب
    زينب زينب زينب کاخ ستم و ظلمي قل باغلي يخان زينب
    زينب زينب زينب چوخ قمچي دگن باشي محمل ده ياران زينب
    زينب زينب زينب يولّاردا پرستاري حبُ الاُسرا زينب
    زينب زينب زينب سر قافله نهضت اوز نهضتنه قيمت»

    صبر اباعبدالله (ع) در مصيبت حضرت علي‌اصغر (ع)

    مقاله حاضر از 3 بخش تشکيل شده که بخش اول به مفهوم صبر پرداخته، در بخش دوم به بررسي مفهوم صبر از ديدگاه قرآن و روايات پرداخته و در بخش سوم مصاديقي از صبر در کربلا ذکر شده است. مفهوم صبر صبر در لغت به معناي حبس و باز داشتن است....

    13 ويژگي حضرت على اصغر(ع)

    حضرت علي اصغر (ع) که کوچکترين شهيد کربلا بودند شايد سن زيادي نداشت ولي ويژگي هاي مختلفي از او در کتاب ها آمده است که به شرح زير با هم مرور مي کنيم 1 ـ در توصيف او آمده است:«اَشبَهُ النّاسِ بِرَسُولِ اللهِ (صلى الله عليه وآله) »...

    مراتب انتظار فرج

    براي حالت انتظار فرج و گشايش در امور،سلسله مراتبي وجود دارد که با توجّه به نوع مشکلي که چشم به راه حل آن هستيم ،تنظيم مي گردد. 1. انتظار در جهت گشايش امور شخصي اوّلين و ضعيف ترين مراتب انتظار ،انتظار براي گشايش در امور شخصي خود و...

    جمعه خونين مکه - روزي که به اسلام خيانت شد.

    قتل عام سال 66 حجاج در ماه حرام و در حرم امن الهي، ماهيت برخي کشورهاي مرتجع عرب و ارتباط و همکاري آنها را با استکبار جهاني به اثبات رساند. روز ششم ذي‌الحجه سال1407 (مصادف با روز نهم مردادماه 1366 شمسي) يادآور مراسم "برائت از...

    باقرالعلوم عليه السلام، احياگر سنت ناب نبوي

    بعد از رحلت پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله، کشور اسلامي هنوز گسترش زيادي نيافته و با مسائل فکري و فرهنگي حادّي مواجه نبود. بيشتر مسلمانان پيامبر صلي الله عليه و آله را ديده و سخنان آن حضرت را شنيده بودند. آنچه که به عنوان مساله...

    ارسال دیدگاه
    ارسال دیدگاه شما در مورد مطلب

    کد امنیتی :
    شامل تصویر کد امنیتی به صورت CAPTCHA.
    بارگزاری مجدد کد



نظر شما در مورد سیستم جدید سایت نماز جمعه چیست ؟
عالی
خوب
متوسط
ضعیف
نظری ندارم...


تمامی حقوق این سایت متعلق به دفتر امام جمعه بردسکن می باشد