متن خطبه های نماز جمعه 6-12-1395

    موضوع: اخبار تاریخ ارسال: 1395/12/08 - 18:25

    متن خطبه های نماز جمعه 6-12-1395

     

    ۶اسفندماه۱۳۹۵، شهرستان بردسکن، خطیب حجت‌الاسلام امینی، مکان مسجد جامع و مصلای شهر بردسکن.

     

    سلام علیکم و رحمة الله. أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ نَحْمَدُهُ و نَسْتَعينُهُ و نَسْتَغْفِرُهُ و نَسْتَهْديهِ و نَتَوَکَّلُ عليه و نُصَلّی و نُسَلِّمُ علی حبيبه و نجيبه سیدِ رُسُلِهِ و حافظ سِرِّهِ بشير رحمتهِ و نذير نقمته أبا القاسم مصطفی محمد و علی آله الطاَّیِّبینَ الطَّاهِرینَ المَعصُومینَ المُقَرَّبینَ المُنتَجَبین وَ لَا سِیَّمَا بَقیَّهِ الله فِی الأرَضین فَااللَّعْنَهُ دائم ‏ْعَلَى أَعْدَائِهِمْ من الآن الی قِيَامِ يَوْمِ الدِّينِ اوصيکم و نَفسی عِبادَالله بِتقوی الله و طاعَة و اجتنابِ مَعصِیَتهِ.

    خودم و شما نمازگزاران، برادران و خواهران را به رعایت تقوی الهی و دوری از گناه و معصیت سفارش می‌کنم و به این کلام نورانی مولای متقیان، امیربیان، علی‌بن‌ابی‌طالبg توجه می‌دهم که حضرت در اوصاف متقین، کسانی‌که اهل تقوا هستند، ویژگی‌هایی را برای آن‌ها بیان کردند. در خطبۀ صدونودوسه به‌نام خطبۀ همام، عزیزانی که مطالب را پیگیر هستند، حضرت می‌فرمایند: « فَالْمُتَّقُونَ فِيهَا هُمْ أَهْلُ الْفَضَائِلِ». متقین، کسانی‌که دارای تقوا هستند، در دنیا دارای فضیلت‌هایی هستند. ویژگی‌هایی، صفات خوبی را دارا هستند. مَنْطِقُهُمُ الصَّوَابُ، اولین ویژگی‌شان این است: سخن آن‌ها هم حق است و هم راست است. راست و حق صواب و هم محکم است. تمام ویژگی‌هایی که برای سخن صواب گفته شده است، کلام آن‌ها از او برخوردار است. لغو نیست، بیهوده‌گویی نیست، لودگی سخن نمی‌گویند، وقت خودشان را به صحبت‌های غیرنافکر نمی‌گذرانند. مَنْطِقُهُمُ الصَّوَابُ. این‌ها ملاک‌هایی است که ما در وجود خودمان یک ارزیابی بکنیم. آیا از ویژیگ و صفت تقوا برخوردار هستیم یا نه. اول می‌فرمایند مَنْطِقُهُمُ الصَّوَابُ.

    دوم می‌فرمایند: «وَ مَلْبَسُهُمُ الاْقْتِصَادُ». پوشش آن‌ها، لباس آن‌ها، لباس میانه‌رویی است. اعتدال در لباس دارند، نه خیلی لباس‌های که باعث فخر و مباهات بر دیگران بشود و نه خیلی لباسی که باعث خاری و ذلت انسان بشود. چون در آموزه‌های دینی ما مؤمن نه باید بر دیگران تکبر بورزد و نه خودش را خار و ذلیل کند، وَ مَلْبَسُهُمُ الاْقْتِصَادُ.

    سوم می‌فرمایند: «وَ مَشْيُهُمُ التَّوَاضُعُ». رفتار آن‌ها، رفتار متواضعانه‌ای است. در معاشرتشان با دیگران، از تواضع و فروتنی برخوردار هستند. این در طلیعۀ سخن مولی متقیان، علیg این سه ویژگی را برای متقین ذکر می‌کنند.

    امیدواریم ان‌شاءالله ما هم از قِبَل سفارشات و توصیه‌هایی که به تقوا شده است در قرآن، در کلام نورانی رسول گرامی اسلام، در سخنان ائمۀ اطهارb تأکید شده است در نمازهای جمعه، در هر دو خطبه سفارش شده است به تقوا، ما هم ان‌شاءالله از این ویژگی‌ها برخوردار شویم.

    در ادامۀ مطالب و مباحث هفته‌های گذشته که عرض کردیم بعد از ظهور آقا و مولایمان امام زمانg حوادث و اتفاقاتی رُخ خواهد داد. پنجمین آن‌ها گفتیم حکومت جهانی امام عصر ارواحنا له الفدا است که تمام مرزهای جغرافیایی برداشته خواهد شد و یک حکومت و یک حاکم، امام عصر ارواحنا له الفدا است. با دو مشخصۀ ممتاز، یکی از آن‌ها گسترش عدالت و دوم انسان‌های شایسته برای مدیریت در این حکومت جهانی امام زمانg خواهند بود. اتفاق و حادثۀ ششمی که بعد از ظهور امام زمانg پیش خواهد آمد، این است که رشد آگاهی و دانش و صنعت در آن زمان درواقع به اوج خود خواهد رسید. در دورۀ ظهور درواقع می‌توان گفت که دوران گسترش علم و دانایی است. مدینۀ فاضلۀ اسلامی که گفته می‌شود، مدینة العلم خواهد بود. این یکی از ویژگی‌ها و موضوعاتی که بعد از ظهور امام زمانg محقق خواهد شد. با آمدن آن منجی عالم بشریت، درواقع همان‌طوری که گفتیم ظلم جای خودش را به عدل‌وداد خواهد داد، جهل و نادانی هم جای خودش را به عمل و دانش و صنعت خواهد داد و آنچه که مسلم است این علم از مقولۀ نور خواهد بود، چون الآن هم جهان مدعی برخورداری از علم است. دانشمندند که این سلاح‌های کشتارهای جمعی را می‌سازند. انسان‌های بدون علم که نمی‌توانند این کار را بکنند. دانشمندان هستند که درواقع تئوری سیاسی این ظالمان را در عالم تدوین می‌کنند. این‌ها اهل علم‌اند. از این مقوله نیست، علمی که بعد از ظهور امام زمانg گفتیم توسعه و گسترش پیدا خواهد کرد و فراگیر خواهد بود، از مقولۀ نور است، لذا در روایت هم داریم، امام‌صادقg می‌فرمایند: «أَلْعِلْمُ نُورٌ يَقْذِفُهُ اللّه فِى قَلْبِ مَنْ يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ» علم نور است که خداوند متعال در دل کسانی‌که بخواهد آن‌ها را هدایت کند، قرار می‌دهد. پس آنچه که درواقع امروز به‌عنوان علم و صنعت و پیشرفت در جهان مطرح است، آن علمی که در آن دوره گسترش پیدا خواهد کرد، از این‌ها مبرا باید باشد. از این مقولۀ نورانیت است.

    در حدیث دیگری هم داریم که وجود نازنین و مقدس خاتم انبیا، حضرت محمدبن‌عبداللهa در یک روایتی در جمع اصحاب فرمودند: «لَا بُدَّ لِلْمُؤْمِنِ مِنْ اَرْبَعَةِ اَشْیَاءَ» مؤمن ناگزیر و ناچار از داشتن چهار چیز است. اول فرمودند که دَارٍ وَاسِعَةٍ، مؤمن باید خانۀ وسیع داشته باشد. دوم فرمودند که وَ سِرَاجٍ مُنِیرٍ، مؤمن باید در این خانۀ نورانی، برخوردار از چراغ نورانی هم باشد. به قول ما باید حتماً لوستر خوبی داشته باشد. چلچراغ داشته باشد در خانۀ خودش و سوم اینکه فرمودند مؤمن لابد است برای او مِن الدَّابَّةُ الْفَارِهَةُ. مرکب ؟؟؟(11:21) هم باید داشته باشد و چهارم فرمودند وَ الثِّیَابُ الْجَمِیلَةُ لباس زیبا هم مؤمن باید داشته باشد. در جمع اصحابشان این را فرمودند. اصحاب با تعجب سؤال کردند که یا رسول الله، این‌ها چیست؟ ما هیچ‌کدام از این‌ها را نداریم! نه خانۀ وسیع داریم، خیلی از آن‌ها اهل سفره بودند، می‌آمدند جلو در مسجد می‌نشستند. نه مرکب راه‌وار داریم، نه چراغی در خانۀ ما است و نه لباسی زیبا داریم. این‌ها منظور چیست؟! حضرت در آن روایت همه را توضیح دادند. منظور از حرف من این، محل شاهد این فرمایش رسول گرامی اسلام است که فرمودند منظور از سِرَاجٍ مُنِیرٍ فرمودند فَعِلْمُ. از آن چراغ نورانی، علم است. مؤمن باید عالم باشد. علم به این معنایی که امام‌صادقg تعریف کردند، أَلْعِلْمُ نُورٌ يَقْذِفُهُ اللّه فِى قَلْبِ مَنْ يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ.

    بعد از ظهور امام زمانg علم به این معنا توسعه پیدا خواهد کرد. دیگر انسان‌ها هدایت خواهند شد به راه راست و در صراط مستقیم الهی که درخواست ده‌بارۀ آن‌ها هر روز است، در سورۀ مبارکۀ حمد در نماز، اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ این هدایت درواقع در پرتو آن علم، بعد از ظهور محقق خواهد شد. این یکی از اتفاقات میمون و مبارکی است که بعد از ظهور امام زمانg اتفاق خواهد افتاد و وجود خواهد داشت و هفتمین اتفاق و حادثه‌ای که بعد از ظهور امام زمانg پیش خواهد آمد، در روایات داریم رشد عقل و خردورزی مردم است. عقل مردم رشد پیدا می‌کند. ما الآن عقلمان در مقایسۀ با عقل انبیای الهی و ائمۀ اطهار خیلی سطح پایینی است، حتی در همین دنیا انسان‌های غیرمعصوم، بزرگان دین رو شما درنظر بگیرید، عقل آن‌ها، نگاه آن‌ها، درواقع به پدیدۀ عالم چه نگاهی است، نگاه ما چه نگاهی است. فرمودند از اتفاقات و حوادث بعد از ظهور امام زمانg که دنیا شیفتۀ آن زمان است و طالب درک آن دوران است، این است که عقل انسان‌ها رشد پیدا می‌کند. مردم خردورز می‌شوند. اندیشۀ خودشان را درواقع در تطابق با عقل در این عالم سیر می‌کنند.

    باز در روایات داریم که دست لطف پروردگار بر سر مردم کشیده خواهد شد وَ جَمعَ بِه عُقولَهُم به‌واسطۀ این دست رحمت پروردگار، عقل‌ها متمرکز خواهد شد. افکار متفرق، اندیشه‌های متفرق د جاهای مختلف سِیر کننده، این‌ها برخواهند گشت به یک نقطه و آن پروردگار عالم است و متمرکز خواهند شد.

    در این رابطه امروز ما می‌بینیم عده‌ای مدعی هستند که برخوردار از عقل هستند. این منور فکرها، روشن‌فکرهایی که ادعای عقل‌داری می‌کنند و بعد اندیشه و عقل انسان‌ها فقط تکیه می‌کنند که بعضی وقت‌ها متأسفانه آدم‌ها متشرع هم فریب امثال آن‌ها را می‌خورند، باز این عقل هم از آنچه که آن‌ها تعریف می‌کنند نیست. ماهیتش، ماهیت دیگری است. لذا وقتی که در فضیلت عقل امام‌صادقg مطالبی را بیان فرمودند، شخصی از حضرت سؤال کرد، یابن الرسول الله عقل چیست؟ فرمودند: «الْعَقْلُ مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَنُ وَ اکْتُسِبَ بِهِ الْجِنَان». فرمودند عقل آن چیزی است که به‌وسیلۀ او، با داشتن او، اگر کسی برخوردار از عقل بود، خدای مهربان را عبادت کند و بهشت جاودانه را به‌دست بیاورد. عقل در این مسیر انسان را قرار می‌دهد. پس ما اگر از یک ویژگی‌هایی برخوردار بودیم، به نظر خودمان یک روشنی فکری داشتیم، ولی در مسیر عبادت خدا و به‌دست‌آوردن بهشت قرار نداشتیم، از عقلی که امام‌صادق تعریف می‌کنند، برخوردار نیستیم. چون فرمودند الْعَقْلُ مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَنُ وَ اکْتُسِبَ بِهِ الْجِنَان. این عقل در عصر ظهور امام زمانg شکوفا می‌شود، یعنی تمام انسان‌ها در مسیر بندگی خدا قرار می‌گیرند. دیگر نیاز به این همه قاضی و این همه دادگاه و زندان و نیروهایی که بخواهند کنترل بکنند، نیست. وقتی که انسان خودش دارای عقل بود و مسیر بندگی خدا را طی کرد، هیچ‌وقت خلاف نمی‌کند. لذا فرمودند الْعَقْلُ. بعد سؤال کرد راوی که بنابراین آنچه که در معاویه بود، چه بود؟ فَما كَانَ فِی مُعَاوِيَةَ، آنچه که در وجود معاویه بود، ؟؟؟(17:33) عمروعاص خیلی کارها کرد که بعضی‌ها را فریب داد. بعضی‌ها از عقل عمروعاصی برخوردارند. حضرت فرمودند تلک النَکْرأ، تلک الشَیْطَنة شبیهة بالعقل و لیست بالعقل. فرمودن آن نیرنگ است، شیطنت است، فریب است، شبیه عقل هست؛ ولی عقل نیست، چون عقل انسان را در مسیر بندگی خدا قرار می‌دهد.

    در عصر ظهور امام زمانg ان‌شاءالله جامعه این‌چنین قرار می‌گیرد. باز در روایات هم که عرض کردم، در موضوع علم در همان روایت، رسول گرامی اسلام فرمودند مؤمن باید دارا باشد و داشته باشد دابۀ فاره و مرکب راه‌وار و آن‌ها سؤال کردند ما نداریم، منظور از دابۀ فاره چیست؟ حضرت فرمودند وَ اَمَّا الدَّابَّةُ الْفَارِهَةُ فَعَقْلُهُ. دابۀ فاره، مرکب راه‌وار که انسان را با اطمینان و سریع و سالم به مقصد برساند، عقل انسان است. وَ اَمَّا الدَّابَّةُ الْفَارِهَةُ فَعَقْلُهُ. در دورۀ ظهور امام زمانg ان‌شاءالله جامعه از این موهبت الهی به‌وفور برخوردار خواهد بود. فلذا ما مشتاق هستیم ان‌شاءالله و دعا می‌کنیم که حضرت بیایند و عصر ظهور را درک بکنیم، به‌خاطر این امتیازات و این ویژگی‌ها و این اتفاقات خوبی است که بعد از ظهور امام زمانg واقع می‌شود.

    - خدایا به حق امام زمانg قسمت می‌دهیم فرج آن حضرت را هرچه سریع‌تر محقق بفرما.

    + الهی آمین.

    - قلب مقدس و نازنین حضرتش را از همۀ ما راضی و خشنود قرار بده.

    + الهی آمین.

    - سلام ناقابل ما، در طبقی از نور به محضرشان ابلاغ بفرما.

    + الهی آمین.

    - دعای خیر امام زمان را شامل حال ما، فرزندانمان، خانواده‌هایمان، مملکتمان، رهبرمان، خدمت‌گذاران صدیق نظاممان قرار بده.

    + الهی آمین.

    - خدایا به حق امام زمان قسمت می‌دهیم باران رحمتت را بر ما گناه‌کاران نازل بفرما.

    + الهی آمین.

    - بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ. اللَّهُ الصَّمَدُ. لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ. وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ.

    + اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

    پایان خطبۀ اول

    اعوذبالله من الشیطان الرجیم. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ نَحْمَدُهُ و نَسْتَعينُهُ و نَسْتَغْفِرُهُ و نَسْتَهْديهِ و نَتَوَکَّلُ عليه و نُصَلّی و نُسَلِّمُ علی حبيبه و نجيبه سیدِ رُسُلِهِ و حافظ سِرِّهِ بشيرِ رحمتهِ و نذير نقمته أبا القاسم مصطفی محمد و علی آله الاَّطیِّبینَ الاَّطهَرینَ المَعصُومینَ المُنتَجَبین وَ لَا سِیَّمَا علی بن ابیطالب علیه السلام و فاطمة الزهرا سیدة نساء العالمین وَ الحَسَنُ وَ الحُسَیْنُ سَیِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ و علی ابن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و الحجة قائم المهدی صلوات الله علیهم الاجمعین وَ اللَّعْنَهُ دائم ‏ْعَلَى أَعْدَائِهِمْ من الآن الی قِيَامِ يَوْمِ الدِّينِ. اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَ فیکُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً. اللهم اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدی اوصيکم و نَفسی عِبادَالله بِتقوی الله و طاعَة و اجتنابِ مَعصِیَتهِ.

    خودم و شما نمازگزاران را در خطبۀ دوم سفارش می‌کنم به رعایت تقوای الهی و دوری از گناه و معصیت. به دو فراز در ویژگی‌ها و اوصاف متقین از خطبۀ صدونودوسه نهج البلاغه توجه می‌دهیم. حضرت می‌فرمایند متقین کسانی هستند که غَضُّوا اَبْصارَهُمْ عَمّا حَرَّمَ اللّهُ عَلَيْهِمْ. از آنچه که خدا بر آن‌ها حرام کرده است، چشم می‌پوشند. ناموس مردم، حرام است نگاه کردن. چشم می‌پوشند. مال مردم، طمع ندارند، چشم‌پوشی می‌کنند، ولو در دسترس‌شان قرار بگیرد. دست‌اندازی نمی‌کنند. غَضُّوا اَبْصارَهُمْ عَمّا حَرَّمَ اللّهُ عَلَيْهِمْ وَ وَقَفُوا اَسْماعَهُمْ عَلَى الْعِلْمِ النّافِعِ لَهُمْ. و گوش‌شان را به علمی که نافع است، می‌سپارند. به سخن و علمی که به دردشان بخورد، گوش می‌دهند. هر سخنی را، ولو از لسان معلمی باشد، اگر خدایی نخواسته آن معلم سخنی گفت که گمراه‌کننده است، حرفی زد که گمراه‌کننده است، به او گوش نمی‌دهند.

    مستحضرید عزیزان متأسفانه بعضی‌ها با یادگرفتن سه‌چهار کلمه اصطلاح، بحث‌های انحرافی را مطرح می‌کنند. در همین شهرستان ما هم هستند. به‌هرحال جنگ نرم، یکی از شعباتش ممکن است همین باشد. سخن از امام زمان می‌زنند و سخن از فرج امام زمان می‌زنند و سخن از سید نمی‌دانم چی‌چی می‌زنند. در همین شهرستان ما، در خانم‌ها متأسفانه بیشتر فعالیت می‌کنند. چهار روز به حوزه رفتند، چهار اصطلاح یاد گرفتند، چهار روز به دانشگاه رفتند، چهارتا اصطلاح یاد گرفتند، افتاده‌اند به جان مردم. آیا ما باید به حرف آن‌ها گوش بدهیم؟ علیg می‌فرمایند متقین وَقَفُوا اَسْماعَهُمْ عَلَى الْعِلْمِ النّافِعِ لَهُمْ. گوش‌شان را به علمی که برای آن‌ها نافع باشد، می‌سپارند. به درد آخرت انسان بخورد، به درد دنیای انسان بخورد. بعضی اصطلاحاتی که یاد گرفته‌اند در همین شهرستان، حالا من به‌طور کلی این هفته عرض می‌کنم، ولی شاید روزی نام هم ببریم از آن‌ها. الآن هم می‌گوییم، به گوش‌شان خواهد رسید، می‌گویند که خلاصه ضمیر جای خودش را، مرجع خودش را پیدا می‌کند. به‌طور کلی می‌گوییم، اگر قرار باشد در بین مردم، به‌خصوص نوجوان‌های ما، جوان‌های ما این‌ها بیایند مطالبی را مطرح کنند و القا کنند که باعث گمراهی و ضلالت جوان‌های ما و نوجوان‌های ما بشوند، این مردم این اجازه را به‌ آن‌ها نخواهند داد. قطعاً با آن‌ها برخورد خواهد شد، هم از طریق بحث و مناظره ما حاضریم با این‌ها، اگرچه عددی نیستند.

    حالا کسی که مثلاً یک خانمی دو سال رفته است حوزۀ علمیۀ خواهران، از آنجا اخراجش کرده‌اند، حالا آمده است مهدکودک زده است، در همین شهرستان، شما ببینید. عقدۀ اخراج از حوزۀ علمیه را می‌خواهد از دین بگیرد. این می‌خواهد تلافی اخراجش را از حوزه، از دین بگیرد. در حوزۀ علمیه، صدایش را داریم، ضبط کرده‌اند، آورده‌اند. فکر نکنند که جوان‌های ما، نوجوان‌های ما اگر جایی هم احیاناً به حرف آن‌ها گوش دادند، تأیید آن‌ها است. سکوت همیشه باعث و موضع تأیید نیست. خیلی وقت‌ها برای این است که طرف حرفش را بگوید و بیاید به‌قول معروف توی صید قرار بگیرد. لذا من این هفته به‌طور کلی عرض کردم. ضمایر را هم جوری گفتم که جای خودش را تقریباً پیدا کند و به گوش‌شان برسد.

    حتماً، هم به آن آقایی که یکی‌دو سال در یکی از شهرستان‌های دور، استان‌های دیگر بوده، تحصیل علم کرده، حالا آمده اینجا وصلت‌کار شده است، متأسفانه دارد سم‌پاشی می‌کند، برخورد خواهیم کرد و هم با آن خانمی که یکی‌دو سال در حوزۀ علمیه چهارتا اصطلاح یاد گرفته و حالا به گمراه‌کردن جوان‌ها پرداخته و از این طریق عقده‌گشایی می‌کند و اخراجش از حوزۀ علمیه. تو ظرفیت اگر می‌داشتی، حوزۀ علمیه تو را نگه می‌داشت! اینکه حوزۀ علمیه تو را اخراج کرده است، یعنی سربازخانۀ امام زمانg اگر کسی را اخراج کرد، از شاگردی مکتب امام‌صادقg اگر کسی خارج شد، معلوم است دیگر چه می‌شوند. آن‌هایی هم که آن زمان تشکیل مذاهب اربعۀ اهل سنت را دادند، همۀ اخراجی‌های مکتب امام‌صادقg بودند. امام‌صادقg آن‌ها را نپذیرفتند، رد کردند. رفتند آن کارها را برای عقده‌گشایی کردند. امروز هم هستند عزیزان. ما در آستانۀ ظهور امام زمانg فراوان از این مسائل خواهیم داشت. آنچه که ما را نجات خواهد داد، آن بصیرتی است که ما باید پیدا بکنیم که در دام این شیاطین نیفتیم. این‌ها بدتر از آمریکا هستند برای دین ما. چون آمریکا نهایتاً جان ما را خواهد گرفت، اما اگر غفلت کنیم، این‌ها ایمان ما را خواهند گرفت و ایمان به مراتب باارزش‌تر از جان انسان است. ایمان آن چیزی است که امام‌حسین جانشان را فدای او کردند. إنْ کَانَ دِینُ مُحَمَّدٍ لَمْ یَسْتَقِمْ إلَّا بِقَتْلِی یَا سُیُوفُ خُذِینِی را فرمودند. اگر دین جدم رسول الله جز با کشته‌شدن منِ حسین باقی نمی‌ماند، ای شمشیرها مرا فراگیرید. لذا این‌ها خطرناک‌تر از آمریکا هستند. باید بصیرتمان را بیشتر کنیم. مواظبت خودمان را بیشتر کنیم.

    مناسبت‌هایی داریم که نیاز به تذکر هست. مثل یک‌شنبه 8اسفندماه روز امور تربیتی و تربیت اسلامی است. خُب تربیت اسلامی چهارتا رکن دارد. اول، رکن توحیدی دارد. آن تربیتی را ما اسلامی می‌گوییم که انسانی که مربای آن بود، موحد کامل باشد. دوم، نبوت است. چطور می‌تواند یک انسانی ادعای تربیت اسلامی بکند، اما با سنت نبوی بیگانه باشد! با سنت رسول خدا بیگانه باشد! سوم، ولایت است. کسی‌که ادعای تربیت‌شدن به تربیت اسلامی می‌کند، باید ولایت اهل‌بیت علیه السلام را پذیرفته باشد و حقیقتاً تسلیم امر ولایت باشد. ببیند ولایت در دورۀ ظهور چه تکلیفی را برای او قرار داده و ولایت در دورۀ غیبت برای او چه تکلیفی را مقرر کرده است. چهارم، اینکه باید آشنایی کامل با قرآن داشته باشد. هم ولایت و عطرت و هم قرآن دو سفرش رسول گرامی اسلام به امتشان در لحظات رحلت جانگدازشان. فرمودند من از میان شما می‌روم، اما دو شیء گران‌بها را برای شما به یادگار می‌گذارم، کتاب الله و عطرتی. این‌ها فرمودند باهم هستند، جداشدنی نیستند و ما هم اگر می‌خواهیم شاخصه‌های تربیت اسلامی و آن مبانی اسلامی را داشته باشیم، باید فرزندان‌مان را در این فازها بزرگ کنیم. حالا خانواده‌ها هم باید توجه داشته باشند، دبیران محترم، معلمین عزیز، مدارس، آموزش‌وپرورش، دانشگاه‌ها هم باید به این‌ها توجه داشته باشند.

    اگر این چهار فاکتور را همراه داشتید در تربیت، قطعاً آن تربیت، تربیت اسلامی است و اگر این‌ها بیگانه بود، تربیت، تربیت اسلامی نیست. حالا خیلی هم ممکن است ظاهر اتوکشیده‌ای هم داشته باشد. خلاصه بَر و روی برق انداخته‌ای داشته باشد؛ اما تربیت، تربیت اسلامی نخواد بود. این در این رابطه من بسنده می‌کنم.

    مناسبت دیگری که داریم، سالروز تشکیل بنیاد مستضعفان و جانبازان است که در سال57 به فرمان حضرت امام تشکیل شد. ما امروز مفتخریم که در بین خودمان جانبازان زیادی را داریم، اما آیا همین افتخار تکلیف را ساقط می‌کند؟ این عزیزان را باید در جامعه مورد تجلیل قرار بدهیم. دست‌اندرکاران امر، کسانی‌که متولی امر شهدا و جانبازان هستند، تکلیف سنگین‌تری نسبت به این عزیزان دارند، گاهی کار این عزیزان گره خورده است به‌خاطر یک مسائل جزئی و متأسفانه کسانی‌که باید پاسخ‌گو باشند، پاسخ‌گو نیستند. جانباز، کسی‌که بخشی از سلامتی خودش را تقدیم کرده است تا امروز من و شما در امنیت در این کشور بتوانیم عبادت خدا را داشته باشیم، کسب‌وکارمان را داشته باشیم، شایسته نیست که آن جانباز عزیز ما به‌خاطر مشکلات اقتصادی درگیر بشود و گاهی خدای ناخواسته مورد سرزنش خانواده قرار بگیرد. متولیان امر چه می‌کنند؟ ما داریم در شهرستان‌مان از این نمونه‌ها، فراوان هم داریم. باید به فکر حل مشکل این‌ها باشند.

    آن عزیزان، آن جانبازان بزرگوار هم باید همیشه این رسالت را با خودشان احساس کنند که آن‌ها که حاضر شدند بخشی از سلامتی‌شان را برای این جامعه بدهند، باید آن الگو و اسوه بودن را همیشه در خودشان داشته باشند. آن نقش را ایفا کنند. خدایی ناخواسته خودشان گرفتار انحراف اخلاقی، انحراف اجتماعی نشوند. بستگان نزدیک آن‌ها. ما نمی‌گوییم حالا هرکسی بستگانش باید تا هر عددی که هستند، خوب باشند. نه، فرزند حضرت نوح هم به انحراف کشیده شد و غرق شد. اما باید مراقبت کنند فرزندان جانبازان مورد توجه جامع و جوانان هستند به‌خصوص، لذا آن‌ها باید بیشتر مراقب فرزندانشان باشند. همسران جانبازان ما باید همان‌طوری که شوهرشان، همسرشان بخشی از سلامتی‌اش را برای این جامعه داده است، آن‌ها هم زحمت حجاب بیشتری را به خودشان بدهند، به دخترشان بدهند. این توقع را هم جامعه از این جانبازان عزیز دارد که به حمد الله رعایت می‌کنند. من از جهت تذکر فقط عرض کردم.

    مناسبت سوم هم که پنج‌شنبۀ آینده شهادت حضرت زهراB است و ایام فاطمیه. این را در قول هفتادوپنج روز هم عرض کردم. ایام فاطمیه، شب شهادت حضرت فاطمۀ زهرا دوشب قبل و دو شب بعد، یعنی پنج شب. مؤمنین خیلی در مضیقه قرار نگیرند. مجالش جشن دارند، سروری دارند، سال نو دارد می‌رسد به‌هرحال شست‌ورفتی دارند و امثال این‌ها، پنج شب گفتیم ایام فاطمیه در شهرستان‌های بردسکن، خلیل‌آباد، کاشمر و به حمدالله دارد در سراسر کشور این موضوع نهادینه می‌شود که ایام فاطمیه. نگوییم دهه که باز یکی قبل از شهادت بگیرد تا روز شهادت، یکی از روز شهادت بگیرد تا دَه روز بعد، می‌شود بیست روز، بیست روز هم توی این هفتادوپنج روز چهل روز مردم هی در مضیقه قرار بدهیم. می‌خواهند جشنی برگزار کنند، اضطراب پیدا بکنند. ایام فاطمیه از شب شهادت که شب پنج‌شنبۀ هفتۀ جاری است و دو شب قبل و دو شب بعد ایام فاطمیه است. این‌ها را ان‌شاءالله ما از شعائر اسلامی ما هست. ما شیعه هستیم، ارادت داریم به اهل‌بیت. حضرت زهراB امّ الائمه بودند. مادر همۀ امام‌ها. شما به هر امامی که توسل می‌کنید، باید از حضرت زهراB درواقع تشکر کنید. مادر آن‌ها حضرت زهرا بودند. عظمت و شأن و جایگاه حضرت تا آنجا است که امام عصر ارواحنا له الفدا می‌فرمایند: «فی إبنَةِ رسُولِ اللهِ لِی أسوَهٌ حَسَنَهٌ». در دختر رسول خدا، در وجود فاطمه برای من امام زمان، اسوه و الگوی خوبی قرار داده شده است. یعنی این وجود مقدس، این ظرفیت را دارد که الگوی امام زمانg قرار بگیرد. امام‌زمانی که همۀ ما منتظرشان هستیم و می‌گوییم اگر بیایند ان‌شاءالله در رکابشان هستیم، می‌فرمایند الگوی من حضرت زهرا هستند. خُب خواهر مسلمان، خواهر متدین، با بدحجابی‌ات، الگویت کیست؟ برادر بزرگوار با بدزبانی‌ات، الگویت کیست؟ می‌توانید بگویید من با این بدزبانی که دارم در خانه همسرم و فرزندانم را آزار می‌دهم، الگویم فاطمۀ زهراست؟ خانم محترمه با بدحجابی خودت، با عدم رعایت مسائل شرعی و دینی و با عدم رعایت آن حریم حرمت وجودخودت، می‌توانی ادعا کنی که الگویت حضرت زهرا است؟

    جِهادُ المَرأَةِ حُسنُ التَّبَعُّلِ. جهاد زن، وقتی آمد سؤال کرد آن خانم، گفت یا رسول الله، برای آقایان جهاد مقرر شده است با آن فضیلت. ما خانم‌ها محرومیم. حضرت تأمل کردند و بعد فرمودند: « جِهادُ المَرأَةِ حُسنُ التَّبَعُّلِ». شما هم محروم نیستید از فیض جهاد. شما در خانه خوب شوهرداری کن. همیشه در حال جهاد هستی. چند نمونه من از همسرداری حضرت زهراB عرض می‌کنم. خانم‌ها بیشتر گوش بدهند، آقایان هم توجه کنند. حضرت در موضوع همسرداری، در روایات داریم عشق و محبت توأم با احترام به همسر داشتند. دوستی شوهر، همراه با احترام. ابراز محبت همراه با احترام شوهر. بعضی وقت‌ها ممکن است این‌ها باشد، اما احترام جایگاه شوهر و احترام لازم را ندارند خانم‌ها برای شوهرانشان. در حضور فرزندانشان گاهی متأسفانه. بی‌احترامی می‌کنند به همسرشان. این یکی از ویژگی‌های حضرت بود در همسرداری.

    دوم شناخت همسر و آشنایی با ابعاد وحی و شخصیتی همسر. همۀ آنچه که در وجود این همسر هست، باید بشناسند خانم‌ها. خلقیات او را. به قول یک بنده خدایی می‌گفت، بعضی‌ها ممکن است طبیعتشان سرد باشد، از راه می‌رسند، چایی داغ به آن‌ها می‌چسبد، بعضی‌ها ممکن است طبع گرمی داشته باشند، از راه که می‌رسند خسته هستند، آنجا شربت سرد به آن‌ها می‌چسبد اگر وجودشان گرم باشد و اگر طبع سردی داشته باشند و از راه برسند، چایی گرم به آن‌ها می‌چسبد. خانم‌ها برعکس عمل می‌کنند. آقایان هم بد جواب می‌دهند. لذا باید بشناسند. این‌ها را باید در وجود آقایان‌شان کشف کنند. متقابلاً هم آقایان هم همینطور نسبت به خانم‌ها.

    سوم، پرهیز از تقاضاهای نامقدور از همسر. بعضی خواسته‌های خانم‌ها را آقایان نمی‌توانند برآورده کنند. الآن با این وضعیت اقتصادی خلاصه سخت، در آستانۀ سال نو هی خانم‌ها تقاضاها را ببرند بالا، آقا نمی‌توانند. بعضی‌ها می‌آیند می‌گویند ما به‌خاطر خانم‌مان این موضوع را می‌خواهیم، این را تقاضا می‌کنیم. یعنی مرد بیاید آبرویش را بگذارد که می‌خواهد مثلاً پردۀ خانۀ خانمش را تأمین بکند. خیلی واقعاً دور است از روش حضرت زهراB. حضرت تقاضاهایی که مقدور شوهرشان نبود را نداشتند. درس است برای خانم‌های ما.

    چهارم، قناعت و ساده‌زیستی حضرت زهراB. روحیۀ قناعتی که ذکر شده است در اسلام القناعةُ كَنْزَ لا یَنْفَدُ. قناعت گنج پایان‌ناپذیر است، در زندگی زهرا بود. سادگی در زندگی حضرت زهراB بود. امروز چشم‌وهم‌چشمی فراوان شده است. در مجالس عروسی چشم‌وهم‌چشمی، در لباس پوشیدن، در طلا و امثال این‌ها را همراه داشتن. در لباس کذایی داشتن. گاهی متأسفانه باید بگوییم مجالس روضۀ ما هم چشم‌وهم‌چشمی می‌شود. به‌عنوان روضه خانۀ این یکی روضه می‌گیرند، رفتند آقا فرش‌تان چقدر فرش خوبی است، باز می‌رود خانه با شوهرش نق‌نق می‌کند، من اگر بخواهم روضه بگیرم، با این فرش‌ها رویم نمی‌شود! این چه روضه‌ای است؟ باز شوهر را مجبور می‌کند که فرش را عوض کند. دکور خانه دیگر قدیمی شده است، عوض کن. نمی‌دانم این لباس را قبلاً خواهرم دیده است، عوض کن. این‌ها با ساده‌زیستی حضرت زهرا منافات دارد. من و شما که ادعا می‌کنیم پیرو آن حضرت هستیم.

    پنجم، تقسیم کار در منزل بود. بعضی از آقایان متأسفانه عند غیرت شده‌اند! خانمش می‌آید می‌گوید ما باید کار کنیم بدیم شوهرمان بخورد! این واقعاً بی‌غیرتی است. رسول گرامی اسلام، حضرت محمدبن‌عبداللهa در تقسیم کار بین علی و زهرا، آنچه مربوط داخل خانه بود، به عهدۀ حضرت زهراB گذاشتند و آنچه بیرون از خانه بود به عهدۀ علی‌بن‌ابیطالبg. یعنی مرد باید کار بکند در بیرون خانه. مردی که کار بیرون را هم بر عهدۀ خانمش بگذارد و خودش در خانه بخواهد با تَن‌پروری سپری بکند، از سیرۀ زهرا و علی جدا شده است.

    خانمی هم که بخواهد قناعت نکند به کار خانه و هر دَم خودش را به بیرون بزند و بخواهد کارهای بیرون را هم او از پیش ببرد، آن جایی که وظیفه‌اش نیست، شوهرش هم راضی نیست، زندگی‌اش را تأمین می‌کند، فقط برای دل خودش می‌خواهد در بیرون هم یک کاری برای خودش داشته باشد، این هم از سیرۀ زهرا جداست.

    این‌ها خلاصه مختصری از آنچه که وظیفۀ ما است از سیرۀ حضرت زهرا بدانیم و در عزای آن حضرت هم ان‌شاءالله مجلس برگزار کنیم. خداوند هم ان‌شاءالله عاقبت همۀ ما را با شفاعت حضرت زهراB همراه بگرداند.

    + الهی آمین.

    - خدایا به عزت وجود نازنین حضرت زهرا به درگاهت قسمت می‌دهیم فرج فرزندشان امام زمانg را هرچه سریع‌تر محقق بفرما.

    + الهی آمین.

    - قلب مقدس و نازنین حضرتش را از ما راضی و خشنود قرار بده.

    + الهی آمین.

    - کسانی‌که به دین و مملکت ما خدمت می‌کند خاصه رهبر فرزانه انقلاب، بر توفیقات و تأییداتشان بیفزای.

    + الهی آمین.

    - کسانی‌که خیانت می‌کنند، به هر شکلی خیانت می‌کنند، خدایا رسوا و ذلیل‌شان بگردان.

    + الهی آمین.

    - ما را یک‌آن به خودمان وا مگذار.

    + الهی آمین.

    - باران رحمتت را خدایا بر ما گنهکاران نازل بگردان.

    + الهی آمین.

    - خدایا ما را به‌خاطر گناهانمان از باران رحمتت محروم مگردان.

    + الهی آمین.

    - بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ. اللَّهُ الصَّمَدُ. لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ. وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ.

    + اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

    پایان خطبۀ دوم

    متن خطبه های نماز جمعه 29-11-1395

      بیست‌ونهم بهمن‌ماه۱۳۹۵، شهرستان بردسکن، خطیب حجت‌الاسلام امینی سلام علیکم و رحمة الله. أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِين نَحْمَدُهُ و نَسْتَعينُهُ و...

    متن خطبه های نماز جمعه هشتم بهمن ماه یک هزارو سیصدو نودو پنج

      خطبه های نماز جمعه شهرستان بردسکن تاریخ 8/11/1395 خطیب :حجت الاسلام والمسلمین امینی سلام علیکم و رحمه الله بسم الله الرحمن الرحیم الحمد للَّه ربّ العالمین نحمده و نستعینه و نستغفره و نستهدیه و نتوکّل علیه و نصلّی و...

    همۀ ما مکلفیم که هشدارهای ایمنی را جدی بگیریم حتی اگر منافع ما به خطر بیفتد

        خطبه های نماز جمعه شهرستان بردسکن تاریخ 1/11/1395 خطیب :حجت الاسلام والمسلمین امینی سلام علیکم و رحمه الله سم الله الرحمن الرحیم الحمد للَّه ربّ العالمین نحمده و نستعینه و نستغفره و نتوکّل علیه و نصلّی و نسلّم علی...

    خطبه های نماز جمعه بردسکن : تاریخ 21/01/94

    در ادامه مباحث هفته های گذشته در خطبه اول در رابطه با غیبت کردن است که آیات و روایاتی در هفته گذشته به سمع و نظر شما مومنین رساندم چند روایت دیگر در این رابطه عرض می کنم وجود نازنین خاتم انبیاء حضرت محمد مصطفی (ص) لان یاکل احد کم...

    بردسکن : خطبه نماز جمعه 22/12/93

    بسم ا... الرحمن الرحیم سلام علیکم  اعوذ باا... من الشیطان الرجیم الحمد لله رب العالمین والطلاه والسلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین حبیب اله العالمین ابی القاسم المصطفی محمد(ص) وعلی اله الطیبین الطاهرین المعصومین...

    ارسال دیدگاه
    ارسال دیدگاه شما در مورد مطلب

    کد امنیتی :
    شامل تصویر کد امنیتی به صورت CAPTCHA.
    بارگزاری مجدد کد



نظر شما در مورد سیستم جدید سایت نماز جمعه چیست ؟
عالی
خوب
متوسط
ضعیف
نظری ندارم...


تمامی حقوق این سایت متعلق به دفتر امام جمعه بردسکن می باشد