خطبه های نماز جمعه 30-4-1396

    موضوع: اخبار, خطبه های نماز جمعه, خطبه های صوتی, سخنرانی تاریخ ارسال: 1396/05/01 - 09:32

    خطبه های نماز جمعه 30-4-1396

     

    خطبه اول

     


    خطبه دوم

     


    خطبه های نماز جمعه 30-4-1396

     

    خطبه های نماز جمعه 30-4-1396

     

    خطبه های نماز جمعه 30-4-1396

     

    خطبه های نماز جمعه 30-4-1396

     

    خطبه های نماز جمعه 30-4-1396

     

    خطبه های نماز جمعه 30-4-1396

     

    خطبه های نماز جمعه 30-4-1396

     

    خطبه های نماز جمعه 30-4-1396

     



    متن خطبه های نماز جمعه 30-4-1396
    جمعه، ۲۳تیر‌۱۳۹۶، شهرستان بردسکن، مکان مسجد جامع و مصلای شهر، خطیب حجت‌الاسلام امینی.
    سلام علیکم و رحمة الله. أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ نَحْمَدُهُ و نَسْتَعينُهُ و نَسْتَغْفِرُهُ و نَسْتَهْديهِ و نَتَوَکَّلُ عليه و نُصَلّی و نُسَلِّمُ علی حبيبه و نجيبه سیدِ رُسُلِهِ و حافظ سِرِّهِ بشير رحمتهِ و نذير نقمته أبا القاسم المصطفی محمد و علی آله الاَّطیَّبینَ الاَّطهَرینَ المَعصُومینَ المُنتَجَبین وَ لَا سِیَّمَا بَقیَّهِ الله فِی الأرَضین وَاللَّعْنَهُ دائم ‏ْعَلَى أَعْدَائِهِمْ اعداء الله مِنَ الان الی يَوْمِ دین اوصيکم و نَفسی عِبادَ الله بِتقوی الله و طاعَة وَ اجتِنابِ مَعصِیَتهِ.
    خودم و شما نمازگزاران، برادران و خواهران گرامی را به رعایت تقوای الهی و دوری از گناه و معصیت سفارش می‌کنم و به این کلام نورانی مولای متقیان، امیر بیان، علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) در اوصاف متقین توجه می‌دهم که حضرت می‌فرمایند: «متقین کسانی هستند لایَرْضَوْنَ مِنْ اَعْمالِهِمُ الْقَلیلَ.» هیچ‌وقت از اعمال کم خودشان راضی نیستند. دائم تلاش می‌کنند کارهای بیشتری، اعمال صالح بیشتری، چه از عبادات، چه از کمک به نیازمندان و چه خدمات اجتماعی داشته باشند: «لایَرْضَوْنَ مِنْ اَعْمالِهِمُ الْقَلیلَ وَلایَسْتَکْثِرُونَ الْکَثیرَ.» و اعمال زیادی هم اگر داشتند، هیچ‌وقت آن را زیاد نمی‌شمارند. به نظر خودشان هرچقدر اعمال هم داشته باشند، اندک می‌آید.
    بعد حضرت در رابطه با آن‌ها می‌فرمایند: «لَهُمْ لِاَنْفُسِهِمْ مُتَّهِمُونَ.» متقین کسانی هستند که همیشه خودشان را متهم می‌دانند؛ یعنی تقصیر و قصور را به گردن خودشان می‌اندازند. از آنجایی که ما انسان‌ها وقتی‌که در کاری موفق نمی‌شویم، دنبال مقصر می‌گردیم، دیگران را مقصر می‌دانیم در موفق‌نشدن خودمان، علی(ع) می‌فرمایند که متقین برعکس‌اند. اگر چنانچه کوتاهی داشته باشند، اگر چنانچه عدم موفقیتی داشته باشند، خودشان را به کوتاهی متهم می‌کنند. خودشان را ملامت می‌کنند که چرا نتوانستیم این کار خوب را انجام بدهیم. چرا نتوانستیم در فضای بامعنویت نظام مقدس جمهوری اسلامی، به بهترین درجات کمال دست پیدا کنیم. چرا نتوانستیم خودمان را به کاروان شهدا و آن فیض بزرگ برسانیم. متقین دائم خودشان را متهم می‌کنند، به‌جای اینکه بخواهند دیگران را متهم کنند، خودشان را متهم می‌کنند. این‌ها بخضی از اوصاف متقین هست. امیدواریم ان‌شاءالله خداوند متعال همۀ ما را به این صفات بیاراید.
    در ادامۀ مباحث و مطالب هفته‌های گذشته که چهارمین هدیۀ خازن دوزخ را رسول گرامی اسلام بیان کردند، فرمودند: «بِرُّ الْوالِدینْ.» اینکه انسان به پدر و مادر خودش نیکی کند. به آن‌ها، طبق سفارش قرآن و روایات، احسان داشته باشد و به آن‌ها توجه داشته باشد. دل آن‌ها را نیازارد. نمونه‌هایی را قرار شد ما خدمت نمازگزاران عرض کنیم. نمونۀ دیگری که در این هفته خدمتتان عرض می‌کنم، این است که بدانیم توفیقاتی که مقام معظم رهبری در عمر خودشان داشتند و دارند، همه را مدیون دعای والدین خودشان می‌دانند. سال‌های قبل از پیروزی انقلاب، در زندگی‌نامۀ مقام معظم رهبری هست که ایشان می‌فرمایند: «من در قم هم تحصیل می‌کردم، هم تدریس.» و بیان ایشان این است که من دنیای خودم و آخرت خودم را در قم می‌دیدیم. وقتی‌که پدر بزرگوارشان مریض می‌شوند و ناگزیر از این هستند که برای معالجه، ایشان را مدتی به تهران ببرند، ایشان می‌فرمایند که در تهران که بودم، باتوجه به اینکه پدر من انس زیادی با من داشت و راحت‌تر بود با من تا با برادران و خواهرانم، من ناگزیر بودم یا ایشان را به قم منتقل کنم که باتوجه به غربتی که در آنجا داشتند و هم‌نفس و انسی کسی با ایشان نداشت، دیدم ایشان در قم یک وجود معطل می‌شود و ممکن است که گرفتار افسردگی بشود. من هم می‌خواستم بیایم مشهد. من دنیای خودم و آخرت خودم را در قم می‌دیدیم و در تهران هم اگر می‌خواستیم سکونت کنیم، مشکلاتمان چندین برابر می‌شد، هم من از قم جدا شده بودم، هم پدرم از مشهد و خلاصه چند روزی که برای معالجه به تهران رفته بودیم، این‌قدر فکر این موضوع من را مشغول کرده بود و ناراحتی در چهرۀ من بود که همه متوجه ناراحتی من شدند و می‌گفتند خیلی ناراحت هستی. تااینکه من گفتم به‌هرحال الان هرچه فکر می‌کنم، دنیای من در قم هست، اگر دنبال دنیا باشم، آخرتم هم در قم است، اگر دنبال آخرت باشم. لذا به این خاطر الان پدر این وضعیت را دارند، من ناراحت هستم، نمی‌دانم چه‌کار کنم. متحیر هستم. تااینکه با راهنمایی و مشورتی که با بعضی از عزیزان داشتند، فرمودند با یکی از بزرگان صاحب دل مشورت کنم، من هم خدمت ایشان رفتم، وضعیت را گفتم، پدرم الان این مریضی را دارند، چشمشان تقریباً نابینا شده است و باید حتماً کسی دست ایشان را بگیرد. می‌فرمایند من برای ایشان کتاب می‌خواندم که احساس تنهایی نکنند و بعضی وقت‌ها باهم بعضی از ابواب مباحثه می‌کردیم، با پدرم. لذا ایشان خیلی از این قسمت احساس راحتی می‌کرد.
    وقتی با آن صاحب دل مشورت کردم، ایشان فرمودند شما برو به مشهد. خدایی که می‌خواهد در قم دنیا و آخرت تو را تأمین کند، همان خدا می‌تواند در مشهد دنیا و آخرت تو را تأمین کند. تو برای خدا، برای خدمت به پدر و مادر، برای راحتی پدر و مادرت به مشهد برو و با خدا این معامله را بکن، بگو خدایا من از دنیای خودم، آنچه که فکرم می‌رسید و حتی از آخرت خودم، آنچه که به نظرم می‌آمده که در قم بهتر می‌توانم به آخرت برسم، گذشتم، آمدم مشهد برای خدمت به پدر و مادرم و این معامله را فقط به‌خاطر تو انجام داده‌ام. ایشان می‌فرمایند بعد از این مشورتی که این صاحب دل و این انسان مؤمن به من داد، کأنه تمام غصه‌ها در دل من برطرف شد. آمدم به خانه، برخلاف روزهای گذشته که در خودم بودم و فکری بودم و همیشه درگیر بودم، افکارم درگیر بود، آن روز خیلی راحت و خوش‌حال بودم. تعجب کردند، گفتند مگر اتفاقی افتاده است؟ گفتم می‌خواهیم برویم مشهد. اول تعجب کردند، فکر کردند من شوخی می‌کنم یا با آن‌ها مزاح دارم. گفتم نه، جدی می‌خواهیم برویم مشهد. من به‌خاطر پدر به مشهد منتقل می‌شوم. آن خدایی که در قم بخواهد ما را به جایی برساند، در مشهد هم می‌تواند. معظم‌له نقل می‌کنند که من به مشهد آمدم و آثار دعای پدر را همراه کار خودم می‌دیدم و هر روز شاهد یک توفیقی بودم از جانب خداوند متعال به‌خاطر خدمت به پدر و مادرم.
    جوان‌های عزیز و کسانی‌که والدین در قید حیات دارید، اگر خدا بخواهد به ما دنیا بدهد، در خدمت پدر و مادر و احسان به پدر و مادر است. اگر بخواهد آخرت هم به ما بدهد، بازهم در سایۀ خدمت پدر و مادر و دعای پدر و مادر است. ما گاهی غفلت می‌کنیم این گنج‌های پربها و ذی‌قیمتی که در خدمت ما هستند و ما در اختیار داریم، خوب از آن‌ها استفاده نمی‌کنیم. لذا مقام معظم رهبری می‌فرمایند: «اگر چنانچه من توفیقی دارم و در گذشته داشتم، همه را من به برکت دعای پدرم می‌دانم.» این مقام معظم رهبری، نمونۀ حیّ و حاضر که عزیزان هم می‌توانند مطالعه بکنند در زندگی‌نامۀ مقام معظم رهبری.(دامت برکاته)
    جوان‌های عزیزی که گاهی برای رسیدن به یک مقام معنوی خیلی تلاش می‌کنند، حقیقتاً در عزاداری اباعبدالله الحسین(ع)، ایام سوگواری آن حضرت، شما ببینید جوان‌ها با چه شور، با چه عشق، با چه معرفت، با چه صداقت، با چه اخلاص به صحنه می‌آیند. از همۀ آن‌ها اگر بپرسید، می‌گویند ما طالب یک عنایت امام‌حسین(ع) هستیم. حالا به این قضیۀ دوم دقت کنیم که عنایت امام‌حسین(ع) به برکت خدمت به پدر و مادر را ببینیم. حضرت آیت‌الله علامۀ تهرانی (رحمة الله علیه) از ایشان این قضیه نقل شده است. ایشان می‌فرمایند که من با سیدهاشم حداد که یکی از علما بود، به کربلا مشرف شدیم. در آنجا، وقتی‌که رفتیم، جناب آقاسیداحمد کربلایی را دیدیم که یکی از عرفای بزرگ بود. ایشان سال‌ها در کربلا بود. این آقاسید احمد کربلایی. از ایشان سؤال کردیم شما که سال‌ها همجوار با کربلای معلی و مضجع نورانی اباعبدالله الحسین(ع) هستید، چه چیزی از امام‌حسین(ع) دیدی؟ ایشان یک قضیه‌ای را نقل کرد که حقیقتاً درس‌های فراوانی در آن است. به‌خصوص جوانان عزیز را به این مسائل توجه بدهیم.
    ایشان نقل می‌کنند که من روزی در تشرف به حرم اباعبدالله الحسین(ع) که یک حالات و مقدمات معنوی داشت، من مشرف شدم حرم امام‌حسین(ع)، دیدم حضرت اباعبدالله الحسین(ع) کنار قبر مطهر ایستاده هستند و تبسمی بر لب دارند. من اول به گمان اینکه تبسم حضرت با من است، ولی وقتی دقت کردم، دیدم چهرۀ اباعبدالله الحسین(ع) به‌سمت دیگری است. به‌سمت نگاه امام‌حسین(ع) توجه کردم، دیدم جوانی در گوشه‌ای از حرم امام‌حسین(ع) ایستاده است. او هم متبسم به‌سمت امام‌حسین(ع) دارد نگاه می‌کند. لحظاتی در این حال‌وهوا بودم. خواستم بروم از آن جوان بپرسم چه کرده‌ای که این‌چنین نگاه امام را به خودت جلب کردی و این لبخند رضایت را لب‌های امام‌حسین(ع) نشاندی، گفتم حال این جوان را فعلاً نگیریم، به‌هم نزنم. باشد تافرصت دیگری. لحظاتی به همین منوال گذشت تااینکه من دیگر امام‌حسین(ع) را آنجا ندیدم، نگاه کردم، دیدم آن جوان هم مشغول عبادت شده است. وقتی مشغول عبادت شد، رفتم آنجا و پرسیدم که جوان من این‌چنین منظره‌ای دیدم. اول استنکاف می‌کرد. انکار می‌کرد. می‌گفت نه، اشتباه گرفتی. من نبودم. گفتم شاید خداوند من را مأمور کرده است که از تو بپرسم چه‌کار کردی که این‌چنین امام را از خودت راضی کردی که امام تبسم رضایت بر لبشان بود و این‌چنین به استقبال تو آمدند، وقتی این حرف را گفتم، گفت من کار مهمی انجام ندادم. گفتم به‌هرحال یک کاری کردی که مورد رضای امام‌حسین(ع) قرار گرفتی.
    خوب دقت کنید عزیزان. این جوان نقل می‌کند که من بیرون از کربلا زندگی می‌کردم. پدر و مادر پیری داشتم که به این‌ها رسیدگی می‌کردم، خدمتشان می‌کردم، این‌ها یک روز گفتند ما را کربلا ببر. گفتم زحمت دارد، دوتا انسان را که نمی‌توانند خودشان را جمع‌وجور کنند، دیدم این‌ها خیلی دوست دارند، من هم شب جمعه‌ای بود و یک سبدی گرفتم، پدر را در سبد گذاشتم و مادر را به پشت خودم گرفتم. با زحمت، پدر و مادرم را آوردم. در راه هم خیلی اذیت شدم. ایشان می‌گفت که وقتی با این وضع به روبه‌روی مضجع نورانی اباعبدالله الحسین(ع) رسیدم، همین وضعی که تو امروز دیدی، من آن روز دیدم که امام‌حسین(ع) با تبسم به استقبال من آمدند که نشانۀ رضایت از کار من و عنایت خاص آن حضرت به‌خاطر نیکی و برّی که به پدر و مادر داشتم و این کار ادامه داشت تا اینکه دیگر سنگینی وزن پدر و مادر و ناتوانی خودم، خواهش کردم، التماس کردم از پدر و مادرم که هر جمعه یکی از شما را من ببرم. راضی شدند. من هر جمعه یکی را می‌آوردم، یک جمعه نوبت پدر بود، یک سبدی می‌گذاشتم و او را می‌آوردم و یک هفته نوبت مادر بود.
    دیگر یک هفته مادرم گفت که من فکر می‌کنم بعد از این جمعه، دیگر نتوانم زیارت امام‌حسین(ع) بیایم و این جمعه هم نوبت پدرت هست؛ ولی من را هم باید با خودت ببری. هرچه گفتم مادر هم هوا مساعد نیست، بارندگی شده بود و باران می‌آمد، دیدم مادرم التماس می‌کند و اصرار دارد، مجدد باز من این‌ها را گرفتم، پدر را در سبد گذاشتم، مادر را به پشت گرفتم، بین راه هم که باران می‌آمد، لباسم را در‌آوردم و روی مادر انداختم که سرما نخورد و اذیت نشود، وارد حرم شدم، باز همان منظره را دیدم که حضرت اباعبدالله الحسین(ع) از قبر مطهرشان کأنه بیرون آمدند، کنار آن مرقد مطهر ایستاده هستند و با تبسمی بر لب، از من پذیرایی کردند و بعدها این حالت ادامه داشت، پدر و مادر من هم از دنیا رفتند و من به تنهایی هم که می‌آیم، الان همان استقبال را امام‌حسین(ع) از من دارند.
    این عالم واله مرحوم آقاسیداحمد کربلایی، ایشان نتیجه می‌گیرند که این توجه خاص امام‌حسین(ع) به این جوان، فقط به‌خاطر توجه او به پدر و مادرش بوده است و آن برّ و نیکی و احسانی که به والدینش داشته است و آن زحمتی که برای پدر و مادر به‌خاطر رضای خدا تحمل می‌کرده است. این را عرض کردم که جوانان عزیز ما بدانند، گاهی ما برای تقرب به اما‌م‌حسین(ع) و جلب توجه آن حضرت، هزینه‌های زیادی می‌کنیم و وقت‌های زیادی می‌گذاریم. به سروسینه فراوان می‌زنیم؛ اما گاهی از آنچه که درواقع کلید کار است، غافل هستیم. پدر و مادر کنار ما هستند و به آن‌ها بی‌توجهی می‌کنیم و فراوان داریم از نمونه‌ها که من به همین دو نمونه در این هفته بسنده می‌کنم. امیدواریم ان‌شاءالله خداوند متعال به همۀ ما توفیق بدهد. آن‌هایی که به‌خصوص پدر و مادرها را در قید حیات دارند، قدر پدر و مادر را بدانند، می‌تواند دعای پدر و مادر ما را به آنچه که می‌خواهیم، برساند. همان‌طوری که فراوان داریم که نفرین پدر و مادر انسان را از آنچه که دنبالش بوده است، مأیوس و ناامید می‌کند.
    + خدایا به برکت دعای پدر و مادرها قسم‌ات می‌دهیم، عاقبت امور ما را ختم به خیر بگردان.
    - الهی آمین.
    + ما را فرزندی صالح برای پدر و مادر و بنده‌ای شایسته برای خودت قرار بده.
    - الهی آمین.
    + به ما توفیق نوکری خالصانۀ امام‌زمان(ع) را مرحمت بفرما.
    - الهی آمین.
    + به رهبر فرزانۀ انقلاب طول عمر و عزت و سلامتی مرحمت بفرما.
    - الهی آمین.
    + بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ. اللَّهُ الصَّمَدُ. لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ. وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ.
    - اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
    پایان خطبۀ اول
    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ نَحْمَدِهُ وَ نَسْتَعينُهُ و نَسْتَغْفِرُهُ و نَسْتَهْديهِ و نَتَوَکَّلُ عليه و نُصَلّی و نُسَلِّمُ علی حبيبه و نجيبه سیدِ رُسُلِهِ و حافظ سِرِّهِ بشيرِ رحمتهِ و نذير نقمته أبِی القاسِمِ المصطفی مُحَمَّد و علی آله الاَّطیَّبینَ الاَّطهَرینَ المَعصُومینَ المُنتَجَبین وَ لَا سِیَّمَا علی بن ابیطالب علیه السلام و فاطمة الزهرا سیدة نساء العالمین وَ الحَسَن وَ الحُسَیْن سَیِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ و علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و الحجة قائم المهدی صلوات الله علیهم الاجمعین وَ اللَّعْنَهُ دائم ‏ْعَلَى أَعْدَائِهِمْ اعداء الله من الآن الی يَوْمِ لقاء الله. اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَهِ وَفی کُلِّ ساعَهٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً. اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ خَیْرِ اَعْوانِهِ وَ أَنْصَارِهِ. وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْه. اوصيکم و نَفسی عِبادَالله بِتقوی الله وَ اجتِنابِ مَعصِیَتهِ.
    خودم و شما نمازگزاران، برادران و خواهران ایمانی را به رعایت تقوای الهی و دوری از گناه و معصیت سفارش می‌کنم، تقوا در همۀ رده‌ها. ما به‌عنوان انسان‌هایی که به‌هرحال مسئولیتی به گردنمان نیست، تقوا داشته باشیم؛ تقوای فردی، خانوادگی و اجتماعی. با رعایت اخلاق اسلامی در خانواده، با رعایت قوانین در اجتماع، تقوا برای ما این است. کسانی‌که مسئولیتی دارند، قطعاً تقوای آن‌ها فراتر از تقوای ماها خواهدا بود. آن‌ها باید حتماً به مجموعۀ کاری خودشان، هم تعهد داشته باشند و هم تخصص داشته باشند و هم نظارت لازم را بر کارها داشته باشند. اگر کسی بی‌تعهد، بی‌تخصص و بدون نظارت، مسئولیتی را بپذیرد، این از تقوا به دور است. لذا تقوا برای هرکسی در شأن خودش تعریف می‌شود. امیدواریم ان‌شاءالله خداوند متعال به همۀ ما تقوای لازم را عنایت بفرماید.
    مناسبت‌هایی داریم که نیاز به تذکر هست، مثل این‌چنین روزی. عزیزان مستحضر هستند که قیام مردم مسلمان ایران به رهبری آیت‌الله کاشانی در سال ۱۳۳۱ اتفاق افتاد و آن جریان‌های مفصلی که آن سید بزرگوار در زندگی پرفرازونشیب خودش داشت. لذا امروز جمعه، به نام روز بزرگداشت آیت‌الله کاشانی نام‌گذاری شده است.
    سه شنبه ۳ مردادماه را داریم. اول ذی‌قعده، ولادت باسعادت دخت موسی‌بن‌جعفر(ع)، حضرت معصومه(س) را داریم. آغاز دهۀ کرامت است که به همین خاطر هم به نام روز دختران نامگذاری شده است. این‌چنین نامگذاری به این مناسبت، وظیفۀ دختران ما و نوامیس ما را فراوان می‌کند. این نامگذاری‌ها خودش درواقع مسئولیت‌آور است. دختران ما باید امروز هم در حوزۀ فهم مسائل دینی و هم بصیرت و سیاسی و هم آینده‌نگری و تربیت فرزندادن در آینده و وظیفۀ سنگین مادری و همسری را باید بیاموزند و در این راه اگر کوتاهی کرده باشند، قطعاً بخشی از جامعه آسیب می‌بیند و آن‌ها هم فردای قیامت مؤاخذه خواهند شد.
    آغاز دهۀ کرامت هست. قطعاً جشن‌هایی را عزیزان ما برای این موضوع پیش‌بینی خواهند کرد و همچنین آغاز هفتۀ حج نامگذاری شده است که امیدواریم ان‌شاءالله عزیزانی که امسال مشرف خواهند شد به حج، از حجی بامعنویت و امنیت برخوردار باشند و شاهد روزی باشیم و از خداوند می‌خواهیم که ان‌شاءالله با نابودی آل سعود درواقع حجی ابراهیم توفیقش را به همۀ ما عنایت بفرماید.
    پنج شنبه، ۵ مرداد ماه روز اقامۀ نماز جمعه است. اولین نماز جمعه در کشور در سال ۵۸ به فرمان حضرت امام، توسط حضرت آیت‌الله طالقانی(رحمة الله علیه). این هفته را هم هفتۀ نماز جمعه نامگذاری کردند. در همین موضوع من دو روایت عرض می‌کنم. ان‌شاءالله آن بخش عمدۀ کار را در هفتۀ آینده، خدمت نمازگزاران ارائه خواهیم داد.
    شخصی خدمت امام‌صادق(ع) آمد، گفت: «من هر سال تصمیم می‌گیرم حج مشرف بشوم؛ ولی به‌خاطر مسائلی نمی‌توانم حج بروم. چه‌کار کنم؟» خیلی ناراحت بود. حضرت فرمودند: «عَلَیْکَ بِالْجُمُعَهِ.» اگر چنانچه توفیق حج را نداری و مانعی پیش می‌آید از رفتن به حج، بر تو باد به شرکت در نمازهای جمعه: «فَاِنَّها حَجُّ الْمَساکِینَ.» نمازهای جمعه، حج انسان‌های مسکین است. کسانی‌که توفیق تشرف به حج را ندارند، برای درک ثواب و فضیلت حج، نمازهای جمعه را باید تقویت کنند و حضور پیدا کنند. امیدواریم ان‌شاءالله این قدم‌هایی که عزیزان برمی‌دارند، از این‌چنین اقدامی باشد که برای آن‌ها فضیلت حج نوشته بشود.
    روایت دیگری هست که شخصی خدمت رسول گرامی اسلام آمد و از حضرت خواست، باز حضرت همین راهنمایی را کردند و فرمودند: «اِنَّ لَکُم فی کُلِّ جُمُع حَجَّة وعُمرَة.» برای شما در هر نماز جمعه‌ای که شرکت می‌کنید، یک ثواب حجة الاسلام را خداوند می‌نویسد و یک ثواب عمره را برای شما می‌نویسد. برای درک یک عمره، برای درک یک حج، چقدر انسان باید هزینه کند، چقدر باید به زحمت بیفتد، چقدر باید غربت و دوری از وطن را تحمل کند، به این راحتی خداوند در دسترس ما قرار داده است که اگر توفیق حج نداریم، فرمودند در هر جمعه، یک حج و یک عمره برای شما ثبت و ضبط می‌شود. «فالحَجَّة الجَهیرَة لِلجُمُعَةِ.» اما آن حجة الاسلام وقتی است که شما از خانه‌تان نیت می‌کنید و با شتاب به‌سمت نماز جمعه حرکت می‌کنید. این آمدن شما از خانه به صف نماز جمعه، خداوند ثواب یک حجة الاسلام را برای ما می‌نویسد. «وَ العُمرَة اِنتِظارُ العَصرِ بَعدَ الجُمُعَةِ.» و پاداش یک عمره وقتی است که انسان بعد از نماز جمعه، انتظار نماز عصر را می‌کِشد که باز نماز عصرش هم با جماعت امام جمعه اقامه کند و بخواند. لذا در هر جمعه‌ای، این دو پاداش را خداوند به ما می‌دهد. این‌ها را من در این هفته به اجمال عرض کردم. اگر خداوند توفیق داد، ان‌شاءالله در هفتۀ آینده قطعاً بیشتر خواهیم گفت.
    ۱۴ مرداد را پیش رو داریم که روز تنفیذ حکم ریاست جمهوری و روز تحلیف و سوگند ریاست جمهوری است و ان‌شاءالله باتوجه به سابقه‌ای که از جناب آقای دکتر روحانی داریم، قطعاً در همان روز هم به احتمال زیاد معرفی وزرا را به مجلس خواهند داد که من در این رابطه فقط چند ویژگی را برای وزرا ذکر می‌کنیم از زبان این ملت به منتخب این ملت، ریاست‌ محترم جمهور که در انتخاب وزرا که درواقع چرخش کار در کشور به‌دست وزرای محترم خواهد بود.
    یکی اینکه آنچه توقع است از ریاست محترم جمهوری، شایستگی وزرا را درنظر بگیرند. شایستگی برای آن کار و وزارتی که می‌خواهند عهده‌دار مسئولیتش بشوند. وزیری که می‌خواهد عهده‌دار مسئولیت بشود، خودباوری و اعتمادبنفس بالایی داشته باشد. بعضی وقت‌ها بعضی از مسئولین، اعتمادبنفس ندارند. خودشان را هنوز باور ندارند. لذا به‌جای اینکه در یک کاری استقامت کنند، ما می‌بینیم آن کار را رها می‌کنند.
    تدبیر و آینده‌نگری قطعاً باید از ویژگی‌های وزرا باشد. اگر دولت نام خودش را «دولت تدبیر و امید» گذاشته است، این تدبیر و آینده‌نگری باید جزو خصایص ذاتی وزرای ایشان باشد.
    پرهیز از اختلاف. به‌هرحال اگر ما در کشورمان وحدت و هم‌دلی و هم‌بستگی و همراهی یکدیگر را دنبال می‌کنیم و بحمدالله داریم، این به برکت مسئولین خوب است و در رأس آن‌ها وزرا. بعضی‌ها گاهی اختلاف ایجاد می‌کنند، هر وزیری را شما دیدید، هر مسئولی را شما دیدید که به دنبال ایجاد اختلاف هست، بدانید او در انجام مسئولت خودش ناتوان است. اگر مسئولی، توانایی کار داشته باشد، به‌دنبال حاشیه‌سازی نمی‌رود. لذا مسئولین حاشیه‌ساز، ما می‌شناسیم که این‌ها ناکارآمد هستند. ان‌شاءالله آقای دکتر روحانی وزرای خودش را جوری انتخاب کند که این‌ها همه از اختلاف برحذر باشند، به فکر کار باشند.
    شناخت ظرفیت‌های داخلی و استفاده از ظرفیت‌های داخلی باید یکی از ویژگی‌های وزرا باشد. بشناسند. ما در کشور ظرفیت‌های فراوانی داریم. به‌جای آنکه چشم طمع به بیگانه داشته باشند و دست گذایی به‌سوی آن‌ها دراز کنند و امید به دشمنان داشته باشند، ظرفیت‌های فراوان داخل کشور را بشناسند و به این مردم خودشان توجه داشته باشند.
    همت بلند با انگیزۀ خدمت بی‌منت باید از ویژگی‌های دیگر مسئولین باشد. روحیۀ جهادی برای کار در داخل و انقلابی برای مواجهۀ با دشمنان، باید از ویژگی‌های وزرا باشد. اگر بخواهند کشور ما رشدی داشته باشد، این ویژگی‌ها در وزرا لابد و ناگزیر خواهد بود.
    جوان‌گرایی، به‌هرحال این قابل انکار نیست. پیرترین دولت را دولت یازدهم داشتند؛ یعنی عزیزانی که مسئولیت و وزارت قبول کردند، میانگین سنی آن‌ها، از اول انقلاب تا به امروز، طبق آمار پیرترین دولت‌ها بودند. برای کار اجرا، پیر نمی‌تواند کاری انجام بدهد. از من و شما سِنی می‌گذرد، خودمان می‌فهمیم. در مقام مشاوره خیلی خوب است، از فکر آن‌ها، از تجربۀ آن‌ها، جوان‌ها استفاده کنند، شایسته است؛ اما اینکه آن‌ها خودشان بخواهند کار اجرایی... لذا شما در طول این مدت چهار سال، خب ما ریاست جمهوری‌های فراوانی را دیدیم، گاهی در چهار سال دو بار خود رئیس‌جمهور به این شهرستان‌ها می‌آمد؛ ولی در طول این مدت ما حتی وزرا را کم دیدیم به شهرستان‌ها بیایند! این علتش چیست؟ همین سن بالا حال‌وحوصلۀ رفتن به این‌طرف‌وآن‌طرف و دویدن را ندارند. با قرص و آمپول وتقویتی هم که نمی‌شود کاری کرد! آن‌ها چند ساعتی بیشتر جواب نمی‌دهند! می‌گویم ما به‌قول معروف جزو از کار افتاده‌ها هستیم. تقویتی خیلی جواب نمی‌دهد. باید آن بُنیه قوی باشد. جوان باشد که بتواند دوندگی بکند. لذا ان‌شاءالله این مدنظر دولت محترم قطعاً هست.
    مردم‌داری باید یکی از خصایص وزرا باشد. گاهی در طول این مدت‌ها خب می‌شنود انسان در پاسخ‌گویی به یک مسئله‌ای، گاهی بعضی از وزرا آن‌چنان بد برخورد کردند که نشان‌دهندۀ این است که این‌ها همراهی با مردم و آن مردم‌داری لازم در وجودشان نیست. والا یک سؤال که نباید انسان را این‌قدر از کوره در کند.
    باید تخصص و تعهد لازم و مرتبط با مسئولیتشان را داشته باشند. سابقۀ مدیریت مرتبط با وزارتشان را داشته باشند. همین‌طور برندارند یک نفر را از جایی فقط به‌خاطر دوستی و رفاقت که بحمدالله ما با شناختی که از ریاست محترم جمهوری داریم، این‌چنین روحیه‌ای ندارند که به‌خاطر حزب و گروه و سهم‌خواهی آن‌ها بخواهند این کار را بکنند. به‌هرحال باید با کاری که قبول می‌کنند، مرتبط باشند. سابقۀ مدیریت داشته باشند.
    برنامه‌محور باشند. می‌خواهند همه گوششان به دهان مثلاً فرض کنید که رئیس‌جمهور باشد که ایشان چه می‌گویند. یک وزیر باید خودش برنامه داشته باشد و حول آن محور برنامه‌ها حرکت کند.
    سیاسی‌کارنبودن، سیاسی‌بودن خوب است؛ اما حقیقتاً بعضی‌ها سیاسی‌کار هستند. اگر بخواهند توفیقی داشته باشند، این‌جور نباید باشد.
    باید دارای تفکر سیستماتیک باشند. ما داریم در یک سیستم زندگی می‌کنیم. آن سیستم، حکومت و نظام جمهوری اسلامی است. قانون ما، قانون جمهوری اسلامی است. در رأس هرم این نظام، ولایت فقیه است. سیستماتیک یعنی این سیستم را باید بپذیرد. حالا اگر کسی قبول ندارد، نمی‌دانم بالاجبار تظاهر به قبولی می‌کند، این‌ها توفیق به‌دست نمی‌آورند.
    آخرین موردی که من یادآوری کردم، در اینجا یادداشت کردم، انتقادپذیری هم باید یکی از خصوصیت‌های وزرای محترم باشد. امیدواریم ان‌شاءالله کابینۀ دوازدهم سرآمد همۀ دولت‌های پس از پیروزی انقلاب باشد و فراتر از قیل‌وقال‌های فرصت‌سوز جناحی و سیاسی در تکاپوی خدمت خالصانه و بی‌منت و عامل مؤثر وحدت و انسجام ملی و پرچم‌دار ارزش‌ها و آرمان‌های اسلام و انقلاب و شهدا و امام راحل تحت زعامت ولی امر مسلمین جهان، حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای باشد.
    اما عزیزان یک تذکری را من لازم می‌دانم عرض کنم. ببینید دشمنان برای رسیدن به اهداف خودشان، یک پیش برنامه‌هایی دارند. همان‌طوری که در دوره و زمان جنگ، گاهی دشمن آتش‌تهیه می‌ریخت و بعد از آتش‌تهیه حملۀ خودش را آغاز می‌کرد. این‌چنین نبود که بدون آتش‌تهیه دشمن بخواهد حمله بکند. الان هم دشمنان در بحث مباحث فرهنگی، آتش‌تهیه می‌ریزند. یک پیش زمینه‌هایی را فراهم می‌کنند. وقتی ما می‌شنویم، تلویزیون اعلام می‌کند، در فضاهای مجازی هست که به‌عنوان گردشگری می‌آیند در اصفهان، مقابل مسجد و آن بساط رقص و آن کارهای نابه‌هنجار را انجام می‌دهند، این‌ها همین‌طور یک‌مرتبه به وجود نمی‌آید. این‌ها تست‌زنی جامعۀ ما است؛ یعنی تست می‌زنند ببینند مردم ما، متدینین ما آیا عکس‌العمل نشان می‌دهند یا نه. اگر عکس‌العمل نشان دادند، آن‌ها سرِ جایشان می‌نشینند. اگر نه، گفتند حالا این چیزی نیست، چشم‌پوشی کردند، اغماض کردند، آن‌ها مجدد تست دوم و برنامه‌های خودشان را اجرا می‌کنند.
    این موضوع اختصاص به اصفهان ندارند. در شهر بردسکن هم شما می‌بینید، شب شهادت امام‌صادق(ع) در یک مجموعه‌ای که ان شالله  موقوفه است، طوری که من شنیدم و به‌عنوان ورزش، آنجا را یکی از خیرین و مؤمنین وقف کرده است، در آنجا می‌بینیم در شب شهادت امام‌صادق(ع) دو ساعت مانده به غروب پنج شنبه، تحت عنوان آهنگ برای ورزش، ترانه می‌گذارند! صدای خانم را با صوت بلند با بلندگو پخش می‌کنند، کنار مهدیه، روبه‌روی مهدیه و بعد که می‌روند به آن‌ها تذکر می‌دهند، می‌گویند چشم، ببخشید، الان دیگر برنامه‌مان تمام می‌شود! نمی‌گویند اشتباه کردیم. نمی‌گویند. می‌گویند الان برنامه‌مان تمام می‌شود؛ یعنی ارگ برنامه‌شان تمام نمی‌شد، تایم ورزشی‌شان تمام نمی‌شد، هنوز ادامه می‌دادند!
    ما در شهرستانی که این‌قدر مردم با ایمان، این‌قدر مردم متدین، ما دویست و هشتاد و خورده‌ای شهید در این شهرستان داده‌ایم. دویست و هشتاد شهید، کم نیست. آیا ما نسبت به خون شهدا همین‌جور می‌خواهیم احساس مسئولیت بکنیم؟ آیا وظیفۀ امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر نداریم؟ آیا مسئولین نباید جلوی این‌ها را بگیرند؟ آیا ورزش و جوانان فقط همین است کارش که مجوز بدهد به این‌جور کثافت‌کاری‌ها؟ نباید یک نظارت بکند؟ مسئولی که من همان اول عرض کردم، تقوای مسئولین این است که نظارت لازم را داشته باشند. بعد می‌گوید ما مجوز دادیم، مجوز دادید، نظارت چی؟ خیلی‌ها می‌آیند مجور می‌گیرند، اگر چشم ناظرین دقیق و باتقوا و جدی را دور ببینند، هزار جنایت می‌کنند این‌ها. بعد می‌روند اینجا به‌عنوان ورزش ایروبیک، برای دختران ما، برای زنان ما، آنجا شب شهادت امام‌صادق(ع)، در همین بردسکن. این‌ها تست‌زنی نیست، چیست؟
    ورزش‌های زورخانه‌ای را می‌خواهند اینجا برگذار بکنند، من از الان پیش‌مقدمه دارم عرض می‌کنم، در این شهرستان اگر قرار باشد به‌عنوان ورزش یا هر عنوان دیگری، اقدامی علیه ارزش‌های ما انجام بشود، همین مردم نمازگزار آن‌ها را سرِ جایشان خواهند نشاند. (تکبیر نمازگزاران) مردم برنمی‌تابند. مسئولین فرهنگی، مسئولین ورزشی، مردم برنمی‌تابند که ارزش‌های آن‌ها بخواهد خدشه ببیند و جسارت و توهین بشود و ساکت بنشینند. لذا ما از مسئولین محترم می‌خواهیم با این قضیه به‌جد برخورد کنند. من تلفن هم زدم، گفتم به آقای مسئول ورزش جوانان شهرستان؛ ولی جواب خوبی به من ندادند و ما نمی‌توانیم این را تحمل کنیم. اگر اینجا جلویش باز گذاشته بشود، خواهران مؤمنۀ ما توجه کنند، اگر اینجا جلوش را ما نگیریم، قطعاً این‌ها از همان عامل تست‌زنی که عرض کردم دارند استفاده می‌کنند و اگر ما را بی‌خیال دیدند، اگر ما را بی‌توجه دیدند و اگر ما را ساکت دیدند، این‌ها قدم‌های بعدی را بدتر برخواهند داشت و شاهد روزی خواهیم بود که همۀ ما توی سرمان می‌زنیم و کاری از ما ساخته نباشد. لذا ما از مسئولین می‌خواهیم، از مردم می‌خواهیم ان‌شاءالله نسبت به این موضوع امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر جدی باشیم. یکی از واجبات دینی ما است.
    + خدایا به عزت امام‌زمان(ع) قسم‌ات می‌دهیم، کسانی‌که صادقانه به دین و مملکت ما خدمت می‌‌کنند، تأیید فرما.
    - الهی آمین.
    + کسانی‌که منافقانه خیانت می‌کنند، رسوا و ذلیل فرما.
    - الهی آمین.
    + کسانی‌که عامل دست دشمنان دین هستند، آن‌ها را رسوا و ذلیل بگردان.
    - الهی آمین.
    + به ما غیرت و توان امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر را در نظام جمهوری اسلامی بیش از پیش عنایت بفرما.
    - الهی آمین.
    + غیرت و تعصب دینی را به مسئولین ما عنایت بفرما.
    - الهی آمین.
    + به خواهران ما عفت و به مردان ما غیرت عنایت بفرما.
    - الهی آمین.
    + فرج آقا و مولایمان امام‌زمان را برسان.
    - الهی آمین.
    + رهبر فرزانۀ انقلاب از جمیع بلایا و حوادث حفظ و حراست بفرما.
    - الهی آمین.
    + بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ. اللَّهُ الصَّمَدُ. لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ. وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ. صدق الله العلی العظیم. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
    - اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
    پایان خطبۀ دوم

    متن خطبه های نماز جمعه 23-4-1396

    متن خطبه های نماز جمعه 23-4-1396   جمعه، ۲۳تیر‌۱۳۹۶، شهرستان بردسکن، خطیب حجت‌الاسلام امینی، مکان مسجد جامع و مصلای شهر. سلام علیکم و رحمة الله. أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ....

    خطبه های متنی نماز جمعه شهرستان بردسکن تاریخ 16-4-1396

      جمعه، ۱۶تیر۱۳۹۶، شهرستان بردسکن، خطیب حجت‌الاسلام امینی، مکان مسجد جامع و مصلای شهر بردسکن. سلام علیکم و رحمة الله. أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ...

    خطبه صوتی نماز جمعه تاریخ : 29-2-1396

    [attachment=163]   جمعه، ۲۹اردیبهشت‌۱۳۹۶، شهرستان بردسکن، مسجد جامع و مصلای شهر بردسکن، خطیب حجت‌الاسلام امینی.
    سلام علیکم و رحمة الله. أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بِسْمِ اللَّهِ...

    خطبه های نماز جمعه 4-1-1396

      خطبه های نماز جمعه 4-1-1396 شهرستان بردسکن   سلام علیکم و رحمة الله أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِين نَحْمَدُهُ و نَسْتَعينُهُ و...

    متن نماز جمعه 20-12-1395

    جمعه، بیستم‌ اسفند۱۳۹۵، شهرستان بردسکن، خطیب حجت‌الاسلام امینی، مکان مسجد جامع و مصلای شهر بردسکن. سلام علیکم و رحمة الله. أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِين...

    ارسال دیدگاه
    ارسال دیدگاه شما در مورد مطلب

    کد امنیتی :
    شامل تصویر کد امنیتی به صورت CAPTCHA.
    بارگزاری مجدد کد



نظر شما در مورد سیستم جدید سایت نماز جمعه چیست ؟
عالی
خوب
متوسط
ضعیف
نظری ندارم...


تمامی حقوق این سایت متعلق به دفتر امام جمعه بردسکن می باشد