متن خطبه های نماز جمعه 13-5-1396

    موضوع: اخبار, خطبه های نماز جمعه تاریخ ارسال: 1396/05/15 - 10:03

    متن خطبه های نماز جمعه 13-5-1396

     

    جمعه، ۱۳مرداد ۱۳۹۶، شهرستان بردسکن، مکان مسجد جامع و مصلای شهر بردسکن، خطیب حجت الاسلام امینی.

    سلام علیکم و رحمة الله. أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ نَحْمَدُهُ و نَسْتَعينُهُ و نَسْتَغْفِرُهُ و نَسْتَهْديهِ و نَتَوَکَّلُ عليه و نُصَلّی و نُسَلِّمُ علی حبيبه و نجيبه سیدِ رُسُلِهِ و حافظ سِرِّهِ بشير رَحْمَتِهِ وَ نَذِيرِ نِقْمَتِه أَبِا القاسِم المُصطَفی مُحَمَّد وَ علی آله الاَّطیَّبینَ الاَّطهَرینَ المَعصُومینَ المُنتَجَبین وَ لَا سِیَّمَا بَقیَّهِ الله فِی الأرَضین وَ اللَّعْنَهُ دائم ‏ْعَلَى أَعْدَائِهِمْ اعداء الله مِنَ الان الی يَوْمِ دین اوصيکم و نَفسی عِبادَ الله بِتقوی.

    خودم و شما نمازگزاران، برادران و خواهران را به رعایت تقوای الهی و دوری از گناه و معصیت سفارش می کنم و بر اتصاف به تقوا، برای خودم و شما نمازگزاران، از خداوند متعال و منان استعانت و استمداد می جویم و به این فرمایش مولای متقیان، امیربیان، علی بن ابی طالب علیه السلام در نهج البلاغه، در اوصاف متقین توجه می دهم که حضرت می فرمایند: «إِذَا زُكِّیَ أَحَدٌ مِنْهُمْ خَافَ مِمَّا يُقَالُ لَهُ.» وقتی که کسی، انسان های باتقوا را تزکیه می کند، مدح می کند، ستایش می کند و آفرین و باریکلا و کار آن ها را تأیید می کند، انسان های باتقوا از خدا می ترسند. «إِذَا زُكِّیَ أَحَدٌ مِنْهُمْ» وقتی کسی به آن ها می گوید شما خیلی خوب هستید. شما دیگر در کارتان به قول معروف موفق هستید؛ « مِمَّا يُقَالُ لَهُ.» این ها می ترسند. از آنچه به نفع آن ها گفته می شود، این ها نگران می شوند. «فَيَقُولُ» در جواب آن ها می گویند: «أَنَا أَعْلَمُ بِنَفْسِی مِنْ غَيْرِی» من خودم از دیگران به خودم آگاه تر هستم. عیب و نفض کار خودم را، خودم می دانم. «وَ رَبِّي أَعْلَمُ بِي مِنِّی بِنَفْسِی.» و خداوند متعال از من باز خودم آگاه تر است؛ لذا خیلی تعریف نکنید. خیلی تمجید نکنید. خیلی مدح و ثنای ما را نگویید که شیطان انسان را زود فریب می دهد. وقتی جمعیتی برای انسان آفرین بگویند، جاوید بگویند، باریکلا بگویند، درود بگویند، انسان اگر تقوا در وجود نباشد، خودش را می بازد. بعد می فرمایند: «اللَّهُمَّ لَا تُؤَاخِذْنِی بِمَا يَقُولُونَ.» خدایا، به آنچه مردم در حق ما می گویند، ما را مؤاخذه نفرما. «وَ اجْعَلْنِي أَفْضَلَ مِمَّا يَظُنُّونَ.» از آنچه گمان می کنند، ما را برتر بدار. «وَ اغْفِرْ لِي مَا لَا يَعْلَمُونَ.» و ببخش آن گناهانی را که تو می دانی و مردم نمی دانند.

    وقتی از متقین تعریف می شود، این چنین عکس العمل نشان می دهند. حالا ما اگر می خواهیم خودمان را بشناسیم که آیا اهل تقوا هستیم یا نه، ببینیم وقتی از ما تعریف می کنند، چه حالی پیدا می کنیم، وقتی که کار ما را تقبیح می کنند، کار ما را زشت می شمارند، عیب ما را به ما می گویند، چه حالی پیدا می کنیم. انسان های باتقوا، وقتی از آن ها تعریف می کنند، از خدا بیشتر می ترسند. انسان های بی تقوا وقتی از آن ها تعریف می کنند، خودشان را می بازند. خودشان را گُم می کنند. به خیالشان که واقعاً کسی هستند. خلاصه، همیشه نگران آن نظارت الهی هستند که خیلی از عیب ها در وجود ما انسان ها هست، دیگران اطلاع ندارند، خدا می داند؛ حتی خود ماها فراموش می کنیم؛ اما خداوند فراموش نمی کند.

    عزیزان، نمازگزاران، ما باید این چنین عیب هایی را در وجود خودمان از بین ببریم و این نشانه های اهل تقوا را در خودمان محقق سازیم. با دو تعریف خودمان را نبازیم و با دو تقبیح و انکار دیگران، راه حق را رها نکنیم.

    در ادامۀ مباحث و مطالب هفته های گذشته در حقوق والدین، امام صادق علیه السلام می فرمایند: «بِرُّ الْوالِدَیْنِ مِنْ حُسْنِ مَعْرِفَةِ الْعَبْدِ بِاللّهِ تَبارَکَ وَ تَعالی.» وقتی که کسی را ببینیم که نسبت به والدین و پدر و مادرخودش، برّ و نیکی و خوبی فراوانی را دارد، رضایت پدر و مادر را تحصیل می کند، دل و خاطر والدین خودش را نمی رنجاند، امام صادق علیه السلام می فرمایند این نشئت گرفتۀ از معرفت بالا و خوب او نسبت به پروردگار متعال است؛ لذا هرکسی توفیق نیکی به والدین را ندارد. طبق این روایت امام صادق، کسانی به پدر و مادرشان، اهل برّ و نیکی هستند که از معرفت بالایی نسبت به خداوند متعال برخوردار باشند؛ لذا یک معیاری هست برا شناخت خودمان که چه مقدار خدا شناس هستیم، ببینیم نسبت به پدر و مادر خودمان چجور برخوردی داریم و از جهتی دیگر، این روایت را اگر نگاه کنیم، یکی از کلیدهای معرف خدا، برّ و نیکی به پدر و مادر است؛ یعنی نمی تواند کسی با بدرفتاری به پدر و مادر خودش، ادعا کند که من حقیقتاً عبد خداوند، عارف به خداوند متعال هستم.

    در ادامۀ مباحث و نمونه هایی که از ارادت بزرگان نسبت به والدین ذکر می کردیم تا برای همۀ ما درسی باشد، قضیه ای را نقل می کنند از بزرگان که شخصی آمد خدمت سلطان العارفین، حضرت آیت الله العظمی سلطان آبادی (ره)، انسان بسیار نیکی بود. خدمت این عالمِ عارف رسید، می گویند ایشان به آن شخص گفت که من تو را خیلی دوست دارم، علاقه مند به تو هستم؛ اما یک موضوع در زندگی تو من را متعجب کرده است و آن این است که یک صفحۀ تاریکی در زندگی تو هست، با اینکه اهل عبادت هستی، با اینکه اهل طاعت خدا هستی، با اینکه دعال پدر و مادرت همیشه همراه تو هست، این صفحۀ تاریک در زندگی تو، من را شگفت زده کرده است. اجازه می دهی من یک نگاهی به زندگی تو بیندازم؟ ان عارف بالله گفت. یا خودت یک بررسی بکن، ببین مشکل کارت چیست. این نقطۀ تاریک در زندگی تو چه معنا و مفهومی دارد. گفت اجازه بدهید من خودم یک بررسی بکنم. چون عارف بالله اگر می خواست زندگی او را یک مروری بکند، خیلی از عیوب او را می فهمید و رسوا می شد. لذا گفت خودم یک بررسی بکنم. به من فرصت بدهید. فرصت دادندع فردا آمد گفت هرچه در زندگی ام گشتم، علت نقطۀ تاریکی که شما فرمودید را نفهمیدم چیست. شما مجاز هستید در زندگی من یک نگاهی بکنید، ببینید علت این صفحۀ تاریک زندگی من چیست. آن عارف بالله، حضرت آیت الله العظمی سلطان آبادی، با اذن او، نگاهی به پروندۀ اعمال او انداختند، گفتند در یک روزی پدر و مادر تو دو روز با مشکلی روبه رو بودند و تو اطلاعی از مشکل آن ها پیدا نکردی. این نقطۀ تاریک در زندگی تو، با این همه عبادت و طاعت و خوبی ای که داری و دعایی پدر و مادر خودت را هم پشت سرت داری، این نقطۀ تاریک و صفحۀ تاریک زندگی تو، از آن دو روزی است که نسبت به خواستۀ پدر و مادر بی توجهی کردی. آن ها نگفته بودند، روز سوم مادرت طاقت نیاورد و گفت فرزندم، ما دو روز است که خلاصه در هوای سرد، سرما می خوریم. قرار بر این بوده است برای ما لباسی بگیری. این جملۀ مادر، با حضور پدر، باعث می شود که دل پدر تو بشکند که چرا این مادر، از فرزندی که همیشه من تأمین کنندۀ زندگی او بودم و در روایت از پدر و مادر به عنوان رب الصغیر یعنی انسان، خدای کوچک نامبرده می شود، من تابه حال زندگی او را تأمین می کردم، تلاش می کردم، رزق و روزی او را خداوند به دست من قرار داده بود، حالا من باید کارم به جایی برسد که فرزندم بیاید برای من این کار را انجام بدهد، دل پدر از این موضوع شکسته است و همین شکستگی دل پدر که تو اطلاع نداشتی، پدر از تو تقاضا نکرده است؛ ولی تو بی توجهی کردی که آن ها گفتند و از تو خواستند، باعث این تاریکی و صفحۀ سیاه در زندگی تو شده است.

    می گویند تا این عالم عارف این جمله را گفت، آن شاگردشان که شخصیت بزرگی هم بود، شروع کرد زار زار به گریه کردن. بیچاره شدم. چه کنم؟ آن عالم عارف روایتی را از قول رسول گرامی اسلام، حضرت محمدبن عبدالله (ص)، برای او خواندند. فرمودند: «راه جبران این شکسته شدن ناخواستۀ دل پدر، عزیزان این جمله را دقت کنند، یعنی این پدر و مادر این مشکل را داشتند، نگفته بودند، روز سوم مادر گفت و بعد پدر به خاطر اینکه فرزند می خواهد این کار را برای او انجام بدهد و کأنهُ خدا می خواهد از بنده اش یک چیزی را بخواهد، به این خاطر، خاطرِ پدر رنجیده می شود، نباید ما فرزندان کاری بکنیم و مسئله را به آنجا برسانیم که پدر و مادر از ما چیزی بخواهند. باید قبل از خواستن آن ها، ما دنبال رفع و گرفتاری آن ها باشیم. باید قبل از آنکه آن ها از ما بخواهند، حتی یکی از عزیزان در محضر بزرگی نقل می کند: «من از چهره و سکنات و وجنات پدر و مادرم متوجه می شوم چه چیزی میل دارند و برایشان تهیه می کنم.» و منتظر تحسین است، آن بزرگ می فرماید:« تو خیلی در حقد پدر و مادر کوتاهی می کنی.» می گوید: «آقا چرا؟ من به محض اینکه از چهرۀ آن ها، از حرکات آن ها تشخیص بدهم، خب فوراً برایشن تهیه می کنم.» می فرمایند: «نباید کار به آنجا برسد که آن ها با چهرۀ خودشان به تو بفهمانند. باید قبل از آن، تو کار آن ها را انجام بدهی. قبل از آن باید مشکل آن ها را برطرف بکنی. قبل از آن باید به آن ها رسیدگی بکنی.»

    تا این حد، وقتی در روایات از پدر یا مادر به عنوان رب العضیر، یعنی خدای کوچک، نام برده می شود، وقتی که این پدر می خواهد درخواست کند، می گویند مثل این است که خدا می خواهد از بنده اش چیزی بخواهد. چقدر خدا باید تنزل کند از آن جایگاه خودش که از بندۀ خودش چیزی بخواهد. عزیزان، وقتی پدر و مادر به این مرحله برسند که از ما چیزی را طلب کنند، ما، پدر و مادر را کوچک کردیم. شأن پدر و مادر را ما پایین آوردیم. لذا آن آقا شروع کرد به گریه کردن. گفت: «چه کنم جبران این خسارت عظیمی که به من وارد شده است و این صفحۀ سیاه زندگی را با چه باید پاک کنم و تبدیل کنم به یک نقطۀ روشن؟» حضرت فرمودند: «پیامبر گرامی اسلام فرمودند: ‘مَنْحَجَّ عَنْ والِدَيْهِ اَوْ قَضى عَنْهُما مَغْرَما بَعَثَهُ اللّهُ يَوْمَ الْقيامَةِمَعَالاَبْرارِ.’» فقط راهش این است، فراوان از ناحیۀ پدر و مادرت تا می توانی حج انجام بده و بگردی ادای دین از ناحیۀ پدر و مادر داشته باشی. بچرخ، ببین پدر و مادر چه کوتاهی در مسائل مالی شان داشتند، آن ها را انجام بده. اگر این کارها را کردی، استغفار کردی، حج انجام دادی، دِین پدر و مادرت را ادا کردی، روزۀ قضای آن ها را انجام دادی، نماز قضای آن ها را انجام دادی، این ها را از ناحیۀ پدر و مادر انجام دادی، امید است که خداوند تو را در زمرۀ ابرار و نیکان قرار بدهد، ولو آن لکۀ سیاه از زندگی ات پاک نمی شود. حالا این چنین رفتاری را مقایسه کنید با آنچه ما هستیم. بعضی فرزندان می آیند وقتی پدر و مادر از دنیا می روند، می گویند اصلاً ما چه کار داریم، قرض داره، دِین به گردنش است، ما فقط مالش را حاج آقا زود مشخص کنید که ما می خواهیم برویم مال پدر و مادر را تقسیم کنیم و ببینیم به ما چه می رسد! و اگر خدایی نخواسته کمتر به آن ها رسید، نه تنها برای پدر و مادر دعا نمی کنند که بعضی وقت ها پدر و مادر را نفرین می کنند. بعد توقع داریم که زندگی مان هم گل وبلبل باشد! حالا ان شاءالله در هفته های آنیده بعضی از نمونه های دیگر را خواهم گفت.

    + خدایا به عزت امام زمان علیه السلام قسمت می دهیم ما را قدردان پدر و مادرمان قرار بده.

    - الهی آمین.

    + ما را دعاگوی خالص وجود پدر و مادرهایمان قرار بده.

    - الهی آمین.

    + خدایا، پدر و مادرهایی که از دنیا رفته اند، آن ها را با اولیاء خودت محشور بگردان.

    - الهی آمین.

    + ما را فرزندانی صالح برای پدر و مادر، بندگانی خالص برای خودت و سربازان و نوکرانی مخلص و فداکار برای امام زمان علیه السلام قرار بده.

    - الهی آمین.

    + بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ. اللَّهُ الصَّمَدُ. لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ. وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ.

    - اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

    پایان خطبۀ اول

    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ نَحْمَدِهُ وَ نَسْتَعينُهُ و نَسْتَغْفِرُهُ و نَسْتَهْديهِ و نَتَوَکَّلُ عليه و نُصَلّی و نُسَلِّمُ علی حَبِيبهِ وَ نَجِيبه سیدِ رُسُلِهِ وَ حافِظِ سِرِّهِ بَشْيرِ رَحْمَتِهِ وَ نَذِيرِ نِقْمَتِه أبِی القاسِمِ المُصْطَفی مُحَمَّد وَ علی آلهِ الاَّطیَّبینَ الاَّطهَرینَ المَعصُومینَ المُنتَجَبین وَ لَا سِیَّمَا علی بن ابیطالب علیه السلام وَ فاطمة الزهرا سیدة نساء العالمین وَ الحَسَن وَ الحُسَیْن سَیِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ علی بن الحسین وَ محمد بن علی وَ جعفر بن محمد وَ موسی بن جعفر وَ علی بن موسی وَ محمد بن علی وَ علی بن محمد وَ الحسن بن علی وَ الحجة قائم المهدی صلوات الله علیهم الاجمعین وَ اللَّعْنَهُ دائم ‏من الآن الی يَوْمِ الدین عَلَى أَعْدَائِهِمْ اعداء الله. اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَهِ وَ فی کُلِّ ساعَهٍ وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً. اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ خَیْرِ اَعْوانِهِ وَ أَنْصَارِهِ. وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْه. اوصيکم و نَفسی عِبادَ الله بِتقوی الله.

    خودم و شما نمازگزاران را مجدداً در خطبۀ دوم، به رعایت تقوای الهی و دوری از گناه و معصیت سفارش می کنم و بر اتصاف به تقوا برای خودم و شما نمازگزاران، از خداوند متعال و منان استعانت و استمداد می جویم.

    تبریک عرض می کنم سالروز ولادت باسعادت و خجستۀ ثامن الحجج، علی بن موسی الرضا علیه السلام را به محضر مبارک فرزندشان امام عصر روحی و ارواح العالمین لتراب المقدم الفداء، رهبر فرزانۀ انقلاب و همۀ شیعیان و ارادتمندان به آن حضرت، به خصوص خراسانی هایی که مفتخر هستند به این عنوان که در استانی زندگی می کنند که مضجع شریف و نورانی آن حضرت در آن قرار گرفته است و از مجاوران آن حضرت هستند. به خصوص جمع حاضر، نمازگزاران و سنگرنشینان جمعه. امیدواریم ان شاءالله خداوند متعال چشم روشنی ما را در ولادت باسعادت و نورانی امام رضا علیه السلام فرج آقا و مولایمان امام زمان علیه السلام قرار دهد و توفیق زیارتی با معرفت آن حضرت را نصیب و روزی همۀ ما قرار دهد و به برکت این ایام، ان شاءالله تعالی مدینۀ منوره، مکۀ مکرمه و عتبات عالیات را خداوند متعال زیارتش را نصیب و روزی همۀ ما قرار بدهد و عزیزانی که این ایام زائر مدینۀ منوره هستند و ان شاءالله در شرف رفتن به سفر بامعنویت حج هستند، خداوند یک سفر بامعنویت، باسلامت و امنیتی به این عزیزان هم ان شاءالله عنایت بفرماید و امام زمان ما را ان شاءالله برساند.

    مناسبت های فراوانی است که نیاز به تذکر است، خیلی کوتاه و مختصر. اولین و مهم ترین آن ها، همین ولادت باسعادت امام رضا علیه السلام است. امام رضا علیه السلام ۵۵ سال عمر مبارکشان بود که ۲۰ سال از این ۵۵ سال را امامت امت اسلامی را عهده دار بودند که ۱۰ سال آن در دورۀ خلافت قاصبانۀ هارون قرار گرفت و ۵ سال در دورۀ امین و ۵ سال هم در دورۀ عبدالله بن مأمون که معروف هم هست به کیاست و زیرکی، این مدت امامت آن حضرت.

    دورۀ ۱۰ ساله ای که در زمان هارون الرشید قرار گرفته بود، تحلیل گران تاریخ اسلام نوشته اند شبیه دورۀ امامت امام سجاد علیه السلام بود. یعنی دورۀ خفقان سختی برای امام رضا علیه السلام بود، همان طور که امام سجاد در دورۀ بنی امیه با آن حوادثی که پیش آمده بود، بعد از عاشورا امامت را به عهده گرفته بودند، یک چنین دوره ای این دورۀ ۱۰ ساله بود تا گذشت و امام رضا علیه السلام امت اسلامی را هدایت کردند، بدون اینکه آسیب سختی از ناحیۀ آن سفاک حیله گر و باتزویر بخواهد به شیعیان امام رضا علیه السلام برسد.

    آنچه ما در تاریخ باید مطالعه کنیم در زندگی دشمنان اهل بیت و دشمنان فرهنگ دینی و اسلامی خودمان و شیعۀ خودمان باید جست وجو کنیم، آن نقاط مشترکی است که ستمکاران عالم همیشه دارند و یکی از آن مقطعی که در زندگی امام رضا باید دنبال بکنیم، درواقع اهداف مأمون از دعوت امام رضا علیه السلام به خراسان بود. این را اگر ما خوب و بادقت مطالعه کنیم و یک تحلیل درستی به دست بیاوریم، خیلی از کارهایی که جنایت کاران انجام می دهند، ولو در ظاهری زیبا هم باشد، ما توطئۀ آن ها را می فهمیم. نقشۀ آن ها را می فهمیم و مهم در کیاست و زیرکی و درایت، همین است که ما دشمن را با هر شکلی که در مقابلمان قرار گرفت، بشناسیم. لذا این مأمون، امام رضا را دعوت کرد با چندین هدفی که داشت و عده ای از یعیان، متأسفانه آن اهداف را برنتافتند و نتوانستند درک کنند؛ ولی عده ای هم با پیروی از امام رضا آن اهداف را شناختند و هیچ وقت فریب حرکت مأمون را نخوردند.

    اولین هدف مأمون، تخریب شخصیت امام رضا علیه السلام بود. خب امام رضا علیه السلام با سبک و سیاق زندگی اسلامی ای که داشتند، در بین شیعیانشان و حتی دشمنانشان معروف بودند به زهد و بی اعتنایی به دنیا و اینکه نسبت به ریاست و دنیا حرص و ولعی ندارند. مأمون خواست امام رضا را بِکِشد به این سمت تا این چهرۀ درواقع زاهد امام رضا علیه السلام را تبدیل کند به یک چهرۀ راقب به دنیا و از چشم شیعیان بیندازد. چون سیاست در آن زمان برای همه معلوم بود که همراه با فساد و بی دینی و جنایت است، این یکی از اهداف ایشان.

    هدف دومش این بود که امام رضا علیه السلام سدی بشوند در مقابل عباسیان، یعنی علویان به شکل های مختلف به عباسیان حمله می کردند، با این کار می خواست امام رضا یک سدی بشود که این حملۀ علویان به عباسیان کمتر بشود و تأثیرش را بگیرد، این هم یکی از اهداف شوم و نامقدس مأمون بود.

    سوم اینکه از نزدیک امام رضا علیه السلام را زیر نظر داشته باشد. چون وقتی که از بغداد به خراسان آمد و محل حکومت خودش را اینجا قرار داد، اگر امام رضا از دسترس او دور می بود، می ترسید. می گفت شیعیان را جمع می کنند، تحریک می کنند و علیه من توطئه ای خواهند داشت. با این کار می خواست امام رضا را زیر نظر داشته باشد. شبیه همان کاری که خلفای زمان امام عسکری علیه السلام انجام دادند. آن ها در یک محدودۀ تنگ تری و در میان لشکریانشان قرار دادند؛ لذا به امام عسکری علیه السلام معروف شدند، این هم آورد کنار خودشان، پس این هم هدف شوم سوم مأمون.

    چهارم اینکه خواست به این طریق جلب رضایت شیعیان، به خصوص شیعیانی که ائمۀ اطهار در ایران داشتند را داشته باشد. می گفت من امام رضا را آورده ام میان شما، دیگر ایرانی ها علیه او حرکت و اقدامی را انجام ندهند، این هم یکی از اهداف شومش بود.

    پنجم تثبیت حکومت خودش بود. یک حکومت متزلزلی بود. برادرش با او مخالفت کرده بود. خیلی از سران سپاه با او مخالف بودند، لشکریانش و این موقعیت متزلزل خودش را و از ناحیۀ شیعیان هم مورد تهدید، نمی توانست کنترل کند، لذا امام رضا را آورد تا این موقعیت متزلزل حکومت خودش را ثابت و تثبیت کند.

    ششم یکی دیگر از اهدافش این بود که عباسیان را در بغداد بترساند. چون آن ها در آنجا اجتماعاتی را انجام می دادند، تحرکاتی را علیه اینکه آمده بود به ایران. با این کار می خواست بگوید که شیعیان با ما هستند، علویان با ما هستند، در مقابل قدرست عباسیان یک قدرتی را این چنین برای خودش به نمایش بگذارد. این هم یکی از اهداف شومش بود.

    هفتمین مورد هم که به هرحال مأمون با آن درایت و زیرکی که داشت، به آن رسیده بود و ناگزیر از انتخاب امام رضا بود، آن فضیلت امام رضا و شخصیتی که خود امام رضا علیه السلام داشتند. هیچ جا نمی توانست این چنین شخصیتی را پیدا بکند که از بتواند از نظرات او استفاده بکند و از لحاظ علمی خیلی از جاها، از لحاظ مسائل سیاسی امام رضا علیه السلام به هرحال این چنین شخصیتی را داشتند. لذا این عوامل هفت گانه باعث این انتخاب شد و اهداف مأمون را شکل داد تا امام رضا را از آنجا به خراسان دعوت کند.

    ولی مأمون، با حرکت امام رضا علیه السلام به خیلی از اهدافش نرسید. وقتی که از همان ابتدا امام رضا علیه السلام حرکت کردند، فرمودند: «من خودم به نفسم نمی روم، من را دارند می بَرند.» لذا همان جا فرمودند: «بیایید من دارم می روم، گریه کنید.» با اینکه گریه سر راه مسافر، میمنت ندارد. هدف را برای خودشان مشخص کردند و اهداف شوم مأمون را هم درواقع یکی یکی حضرت بیان کردند. لذا این روز جمعه، روز ولادت این چنین امام عزیزی هست که جای تبریک ویژه دارد به همۀ شیعیان به خصوص خراسانی های عزیز و ما که در جوار علی بن موسی الرضا علیه السلام قرار داریم.

    مناسبت دیگری که هست، در ۱۷مردادماه، در سال ۱۳۷۷. خب عزیزان مستحضر هستند که خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی، شهید عزیز و بزگوار ما، صارمی، با ۸ نفر از عزیزانی که در آنجا در قالب کارکنان سرکنسولگری ایران بودند در مزار شریف، به دست جنایت کاران طالبان به شهادت رسیدند و خیلی مظلومانه هم به شهادت رسیدند و شورای فرهنگ عمومی کشور، روز ۱۷ مرداد را به نام روز خبرنگار نامگذاری کرد در تقویم کشور تا هم یادآورد و تجلیلی باشد از آن شهید عزیز و بزرگوار و شهدای خبرنگاری که در طول دوران دفاع مقدس و بعد از آن در عرصۀ تهیۀ خبر، به شهادت رسیدند یا جانباز شدند که خیلی از این ها ما داریم. تجلیل از این عزیزان باشد و هم یادآوری رسالتی سنگین برای خبرنگاران عزیز و بزرگوار و فرصتی برای تجلیل این عزیزان در روز ۱۷ مردادماه که خب هرساله بحمدالله در همه جای کشور و در شهرستان ما، شهر بردسکن، هم از این عزیزان تجلیل می شود که امسال هم امیدواریم ان شاءالله به نحو شایسته ای از خبرنگاران شهرستان به خصوص عزیزان برادران نوری که حقیقتاً در شهرستان بردسکن زحمت می کشند و همین جا هم شایسته از ما دعا کنیم برای شفای همۀ مریض های اسلام به خصوص پیش کسوت عرصۀ خبر و اطلاع رسانی شهرستان مان، حاج آقای نوری که کسالتی دارند. خداوند ان شاءالله ایشان را هم شفای عاجل و کامل عنایت کند.

    این قشر زحمت کِش که شاید خیلی ها ندانند که به هرحال زندگی این ها به چه شکلی می گذرد، چون به ظاهر این ها باید خلاصه همۀ گزارش ها را بدهند، شاد و غم و همه را با مردم همراه باشند، با مسئولین همراه باشند، امید به مردم بدهند، تذکر به مسئولین بدهند، حقیقتاً کار بسیار سختی است که این عزیزان دارند؛ اما با همۀ این سختی ها، آن جوری که باید و شاید، تأمین زندگی و معاش این عزیزان نیست که باید فکری اندیشه بشود. حالا ان شاءالله این کارها شده باشد برای این عزیزان. ما همین جا خسته نباشد و خداقوت می گوییم به عزیزان خبرنگارمان. عموماً اینکه من از برادران نوری نام می برم، چون این خانواده از قبل بودند و الان هم بحمدالله شاخ وبرگ هایشان همه جا هستند. فراوان لازم می دانم بر خودم در این شهرستان، و الا عزیزان دیگر هم هستند. به قول ما طلبه اثبات شیء، نفی ماعدا نمی کند، اینکه ما از برادران نوری نام می بریم، تقدیر و تشکر می کنیم، به این معنا نیست که خدمات دیگران را نادیده بگیریم؛ اما این خانواده به هرحال ارزش دیگری را دارند. امیدواریم ان شاءالله خداوند متعال روح شهید عزیز و بزرگوارمان صارمی و شهدای دیپلماتی که همراه آن عزیز، مظلومانه به شهادت رسیدند، با شهدای کربلا محشور بگرداند و به ما توفیق ادامۀ راه شهدا را عنایت کند.

    در دهه های منتهی به انقلاب اسلامی، ما ۳ حرکت انقلابی داشتیم که ۲تای آن ها متأسفانه ابتر ماند و به نتیجه نرسید. علت به نتیجه نرسیدنشان را ما باید همیشه متذکر باشیم. از شکست هایی که در تاریخ برای امت اسلامی و کشور اسلامی ما پیش آمده است، باید همیشه ما درس بگیریم. یکی از آن ها، چون در ایام فرمان مشروطیت هستیم این را عرض می کنم، یکی از آن ها بحث مقطع مشروطیت بود و یکی از آن ها نهضت ملی شدن صنعت نفت و سوم هم انقلاب اسلامی.

    اما آن مشروطیت و نهضت ملی شدن صنعت نفت، به نتیجه ای نرسید. علی رقم همۀ تلاش هایی که داشتند، هم مرحوم آیت الله کاشانی (ره) و هم دکتر مصدق، زحماتی کشیدند؛ اما به نتیجۀ مطلوب نرسید. در نهضت مشروطیت می بینیم سرداران مشروطیت در عراق خانه نشین می شوند و در ایران بعضی از آن ها که مقاومت می کنند، مثل مرحوم شیخ فضل الله نوری که حتی به دار کشیده می شوند و انقلابشان به نتیجه نمی رسد.

    علت به نتیجه نرسیدن آن دو نهضت را ما همیشه باید بررسی کنیم. عرض کردم از شکست های گذشته باید درس بگیریم برای انقلاب خودمان. یکی از عوامل شکست آن ۲ نهضت، با استفاده از فرمایشات مقام معظم رهبری که عرض می کنند، بی بصیرتی ملت بود در آن زمان در بحث دشمن شناسی. آن بصیرت لازم را مردم نداشتند. فریب خوردند. وقتی یک عده ای با رنگ ولعاب و ظاهری زیبا و حرف های فرینده وارد شدند و زمام امور را به دست گرفتند، متأسفانه عده ای آن بصیرت لازم را نداشتند و عرصه را به آن ها واگذار کردند. این یکی از عواملش بود. اینکه مقام معظم رهبری تأکید بر بصیرت مردم دارند، به خاطر این است که تاریخ تکرار نشود.

    دوم بی تجربگی رهبران در موضوع نفوذ بیگانگان بود. رهبران آن روز هم تجربۀ لازم را نداشتند که به هرحال این دشمنانی که منافعشان به خطر می افتد از قِبَل انقلاب ها، این ها ساکت نمی نشینند، افراد نفوذی را در جای جای نقاط کلیدی کشور می فرستند و سعی می کنند که آن را به دست بگیرند. این هم یکی از عوامل شکست مشروطیت بود و نهضت هایی که این چنین اتفاق افتاد.

    سوم جداکردن سیاست از دین و روحانیت که با تبلیغ علیه روحانیت این کار در آن زمان فراوان انجام شد، تا آنجایی که رهبر نهضت، مثل شیخ فضل الله نوری را به دار زدند و عده ای پای دار او هورا کشیدند و شادی و هلهله کردند. متأسفانه این قدر تبلیغات علیه روحانیت فراوان شد و اینکه دین از سیاست، یک عدۀ منوّرالفکر وارد عرصه شدند و این چنین تبلیغاتی را راه انداختند و مردم هم تحت تأثیر آن ها قرار گرفتند.

    چهارم، مأیوس و ناامید کردن مردم با تبلیغات سوء و سیاه نمایی های فراوان که ما امروز هم باید متوجه این ترفندهای دشمن باشیم. امروز هم دشمنان تلاش می کنند مردم را ناامید کنند. با سیاه نمایی ها از ضعف هایی که هست و نشان ندادن کارهای خوبی که انجام می شود. خب دیروز مراسم تنفیذ ریاست جمهوری بود به دست مبارک مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای، چه تعبیرهای خوبی معظم له داشتند از منتخب مردم و اینکه بیشترین رأی را منتخب مردم در این دوره کسب کرده است و مردم سالاری واقعی و آن دموکراسی که غرب فریاد آن را می زند، ما در اینجا به معنای واقعی داریم و لذا دشمنان تلاش می کنند این صحنه ها را جور دیگری جلوه بدهند و در مشروطیت این اتفاق افتاد. مردم ناامید شدند، لذا بعد از ناامیدی، در خانه نشستند. همراهی با سردمداران این نهضت نداشتند و آن ها هم مجبور شدند عقب نشینی کنند.

    پنجم دل سردی و کنار نشستن علما و متدنین با حمله های فراوان آن روز به مقدسات که این هم یکی از خطراتی است که ما امروز باید خیلی مراقب باشیم. بعضی وقت ها یک حرکت هایی انجام می شود، یکسری ارزش های ما مورد آسیب قرار می گیرد، من در هفته های گذشته عرض کردم، برای این است که ما را با بعضی از این کارها تست بزنند. ببینند عکس العمل ما چیست. اگر متدینین عکس العمل نشان ندهند، عده ای ممکن است ناامید بشوند، بگویند آقا این چه نظام جمهوری اسلامی است. اینجا هم که ارزش ها زیر پا گذاشته می شود. اینجا هم که خلاصه آن ظلم و رشوه خواری و پارتی بازی و امثال این ها حاکم است؛ لذا هرجا ما یک اعوجاج ببینیم، به عنوان یک مسلمان، به عنوان یک متدین، به عنوان یک کسی که نظام جمهوری اسلامی را دوست دارد، هرجا کجی و اعوجاج و انحرافی را دیدیم، هرجا بحث رشوه خواری دیدیم، هرجا بحث پارتی بازی دیدیم، باید با صدای بلند آن را فریاد بزنیم که این ها برای یک عده ای رویه نشود.

    دوست دارند ما ساکت باشیم که هر کاری دلشان می خواهد، انجام بدهند و این صحنه، صحنه ای است که مردم باید حضور پیدا کنند. فریاد بزنند علیه فسادی که در بعضی از جاها ممکن است به وجود بیاید. از هیچ چیز جز خدا نترسید. اگر فسادی را دیدید، فریاد بزنید، اگر فسادی را مشاهده کردید. ممکن است در کوتاه مدت صدای کسی را قطع کنند؛ ولی در بلندمدت آن ها هستند که باید پاسخ گوی اعمال خودشان باشند. بحمدالله نظام قرص و محکم، پایه های نظام محکم، رهبری بحمدالله مقتدر، دولت بحمدالله مقتدر، قوۀ قضاییه، قوۀ مجریه، قوۀ مقننه همۀ این ها با پشتیبانی این مردم بحمدالله از اقتدار لازم برخوردار هستند؛ ولی گاهی بعضی از مسئولین در جاهای یکسری کارهایی انجام می دهند که مردم را ناراضی و ناامید کنند. این ها همان چیزهایی بود که نهضت مشروطیت را به شکست کشاند. اگر امروز هم اتفاق بیفتد، این انقلاب را هم حتی به شکست می رساند. علت در هر کجا که به وجود بیاید، معلول پشت سرش می آید. انقلاب ما هم تابع همین علت و معلول خودش است. لذا امروز هم دشمن از همین ها دارد استفاده می کند، اما به روش دیگری: تاکتیک ها متنوع، تکنیک ها متغییر، اهداف واحد. ما این را مدنظرمان باشد.

    آخرین جمله ای که عرض می کنم، در رابطه با تنفیذ حکم ریاست جمهوری و ان شاءالله فردا هم که در مجلس شورای اسلامی بحث تحلیف ریاست جمهور است و بعد از آن هم تشکیل کابینه و معرفی وزرا است. چون بعضی وقت ها عزیزان می گویند آقا تابه حال که این جور تشریفاتی نبوده است برای اینکه بخواهند یک تحلیفی را برای رئیس جمهور داشته باشند، از ۱۰ ها کشور، مسئولین طراز اولشان به ایران می آیند، بعضی ها می گویند آقا چه لزومی دارد؟ مثل قدیم برگزار کنند. ببینید عزیزان، شرایط کشور ما، اقتضای این موضوع را دارد. عرض می کنم خدمت شما که مراسم تحلیف در سطح ملی، نمادی از وحدت قوای سه گانه و انسجام و هماهنگی در ساختار مردم سالاری دینی نظام است. این یک نمادی است از این موضوع. لذا حضور شخصیت های طراز اول از ۱۰ها کشور در ایران اسلامی، درواقع شکست طرح انزوای ایران توسط آمریکا و ایران هراسی توسط سعودی ها و مقابله با القاء ناامنی توسط صهیونیست ها و منافقین خواهد بود. وقتی این ها بیایند، این ۳ طرح را خنثی می کند. لذا بسیار خوب مدیریت کردند و طرح خوبی است و ما از دستگاه دیپلماسی کشور به جد می خواهیم که ان شاءالله با شایستگی، مراسم تحلیف را برگزار کنند تا این طرح های دشمن ان شاءالله ابتر بماند. لذا بهترین موقعیت است که با تبلیغات صحیح در سراسر جهان، هم به جهانیان بفهمانند که در ایران امنیت است و هم به سعودی های خبیث بفهمانند که از ایران هراسشان بیجا است و هم به استکبار جهانی، آمریکا و ترامپ، بفهمانند که انزوای ایران، خوابی است که فقط امریکا دیده است و این خواب او ناتعبیر خواهد ماند.

    + بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ. اللَّهُ الصَّمَدُ. لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ. وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ. صدق الله العلی العظیم. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

    - اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

    پایان خطبۀ دوم

    خطبه های نماز جمعه 30-4-1396

     خطبه اول [attachment=179]   خطبه دوم [attachment=180]                   متن خطبه های نماز جمعه 30-4-1396 جمعه، ۲۳تیر‌۱۳۹۶، شهرستان بردسکن، مکان مسجد جامع و...

    متن خطبه های نماز جمعه 23-4-1396

    متن خطبه های نماز جمعه 23-4-1396   جمعه، ۲۳تیر‌۱۳۹۶، شهرستان بردسکن، خطیب حجت‌الاسلام امینی، مکان مسجد جامع و مصلای شهر. سلام علیکم و رحمة الله. أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ....

    خطبه های متنی نماز جمعه 26-3-1396

      خطبه های متنی نماز جمعه 26-3-1396 جمعه، ۲۶خرداد‌۱۳۹۶، شهرستان بردسکن، خطیب حجت‌الاسلام امینی، مکان مسجد جامع و مصلای شهر. سلام علیکم و رحمة الله. أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ....

    متن نماز جمعه 20-12-1395

    جمعه، بیستم‌ اسفند۱۳۹۵، شهرستان بردسکن، خطیب حجت‌الاسلام امینی، مکان مسجد جامع و مصلای شهر بردسکن. سلام علیکم و رحمة الله. أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِين...

    متن خطبه های نماز جمعه 29-11-1395

      بیست‌ونهم بهمن‌ماه۱۳۹۵، شهرستان بردسکن، خطیب حجت‌الاسلام امینی سلام علیکم و رحمة الله. أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِين نَحْمَدُهُ و نَسْتَعينُهُ و...

    ارسال دیدگاه
    ارسال دیدگاه شما در مورد مطلب

    کد امنیتی :
    شامل تصویر کد امنیتی به صورت CAPTCHA.
    بارگزاری مجدد کد



نظر شما در مورد سیستم جدید سایت نماز جمعه چیست ؟
عالی
خوب
متوسط
ضعیف
نظری ندارم...


تمامی حقوق این سایت متعلق به دفتر امام جمعه بردسکن می باشد