خطبه های نماز جمعه 22-10-1396

    موضوع: اخبار, خطبه های صوتی, سخنرانی تاریخ ارسال: 1396/10/23 - 10:30
    خطبه های نماز جمعه 22-10-1396
    خطیب حجت الاسلام والمسلمین امینی امام جمعه محترم شهرستان بردسکن
    خطبه اول

     


    خطبه دوم

     


    خطبه های نماز جمعه 22-10-1396

     

    خطبه های نماز جمعه 22-10-1396

     

    خطبه های نماز جمعه 22-10-1396

     

    خطبه های نماز جمعه 22-10-1396

     

    خطبه های نماز جمعه 22-10-1396

     

    خطبه های نماز جمعه 22-10-1396

     

    خطبه های نماز جمعه 22-10-1396

     

    خطبه های نماز جمعه 22-10-1396

     

    أعوذ بالله مِنَ الشيطانِ الرَجيِم. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ نَحْمَدُهُ وَ نَسْتَعينُهُ وَ نَسْتَغْفِرُهُ وَ نَسْتَهْديهِ وَ نَتَوَکَّلُ عليه وَ نُصَلّی وَ نُسَلِّمُ عَلی حبيبه وَ نجيبه سیدِ رُسُلِهِ وَ حافِظِ سِرِّهِ بَشيرِ رَحْمَتِهِ وَ نَذيرِ نِقْمَتِه أَباالقاسِم المُصطَفی مُحَمَّد وَ عَلی آله الاَّطیَّبینَ الاَّطهَرینَ المَعصُومینَ المُنتَجَبین الْهُدَاةِ الْمَهْدِيِّين وَ لَا سِیَّما بَقیَّةِ الله فِی الأرَضین وَ اللَّعْنَهُ دائِم ‏عَلَى أَعْدَائِهِمْ اعداء الله مِنَ الان الی يَوْمِ لِقاءالله اوصيکم و نَفسی عباد الله بِتَقوی الله و طاعَة.

    خودم و شما نمازگزاران، برادران و خواهران را به رعایت تقوای الهی و دوری از گناه و معصیت سفارش می‌کنم و بر اتصاف به تقوا، برای خودم و شما نمازگزاران، از خداوند متعال و منان، استعانت و استمداد می‌جویم.

    تقوای الهی را رعایت کنیم در حوزۀ فکر و اندیشه‌مان. مواظب باشیم فکر گناه، دل انسان را سیاه می‌کند. ممکن است که یک بنایی در اثر تخیریب، غیرقابل استفاده بشود. گاهی در اثر فضای نامطلوبی که در آن بنا به‌وجود آمده است. در روایات داریم فکر گناه، دل انسان را سیاه می‌کند. باید خیلی مواظب باشیم. در حوزۀ سخن و گفتار، تقوای الهی را داشته باشیم. هر سخنی را بر زبانمان جاری نسازیم. یک‌مقدار فکر کنیم و بعد از آن، حرف بزنیم. لذا علی(ع) در نهج‌البلاغه می‌فرمایند: «لِسَانُ الْعَاقِلِ وَرَاءَ قَلْبِهِ» زبان انسان عاقل، بعد از تفکر و اندیشه و عقلش قرار دارد؛ یعنی اول فکر می‌کن، تعقل می‌کند، بعد سخن می‌گوید؛ ولی منافق برعکس، اول حرف می‌زند، بعد فکر می‌کند که این حرف من، چقدر اشتباه بود. چقدر درست بود. مشکلاتی را درست می‌کند. لذا سخن انسان مؤمن، حکیمانه است. هیچ‌وقت ازانسان مؤمن، حرفی که باعث اختلاف، دشمنی و کینه و کدورت بشود، صادر نمی‌شود؛ چون اول فکر می‌کند، اول تعقل می‌کند، بعد حرف را می‌زند. پشیمانی ندارد از حرف خودش، انسان باایمان. امیدواریم ان‌شاءالله در حوزۀ تفکر، در حوزۀ سخن و در حوزۀ عمل، همۀ ما، اعمالمان، گفتارمان و فکرمان همراه با تقوای الهی باشد.

    در ادامۀ مباحث و مطالب هفته‌های گذشته، قرار بر این شد که در چند هفته‌ای، آثار زیان‌بار لقمۀ حرام و مال حرام را به اجمال خدمت عزیزان از لسان آیات و روایات عرض کنیم. بیشتر توجه داشته باشیم به این موضوع بسیار مهم. حرام‌خواری بر سه حوزۀ عقاید و اخلاق و رفتار ما تأثیر زیان‌باری دارد و حرام بِیِّن که در هفته‌های آینده خواهیم گفت، مخرب‌تر از موارد مشتبه، مالی که انسان نمی‌داند حلال و حرامش برای او واضح نیست؛ چون سه قِسم هستند: یا حلال بِیِّن هستند، اموالی که ما داریم، یا حرام بِیِّن و واضح یا مشتبهات بین این دو مرز. حتی مشتبهات را ما باید به‌عنوان یک انسان مؤمن، مواظب باشیم. امروز دو اثر از لقمۀ مشتبه، آثار این‌چنین خوراکی، این‌چنین مالی، این‌چنین غذایی را به اجمال خدمت عزیزان عرض می‌کنم. پس بنابراین توجه به این موضوع، خیلی لازم است که ما بدانیم مال حرام، هم بر عقاید ما، هم بر اخلاق ما و هم بر اعمال ما اثر زیان‌باری دارد. راه سعادت و خیر و صلاح و فلاح را مال حرام بر انسان می‌بندد و گاهی آن‌چنان انسان را مال حرام سرگرم می‌کند به مسائل مادی و دنیایی که حرف بهترین انسان‌ها را که معصوم باشند هم انسان زیر پا می‌گذارد به‌خاطر اینکه با مال حرام پرورش پیدا کرده است. مال حرام در وجود این قرار گرفته است. به تدریج این‌ها را که یک‌دوسه هفته احتمالاً طول می‌کشد، عرض خواهم کرد. اما دو نمونه از روایات که خیلی واقعاً هشدار است در این‌ها، یک روایت مفصلی است از وجود نازنین و مقدس خاتم انبیا، حضرت محمدبن‌عبدالله(ص) در سفارشاتی که حضرت به مولای متقیان، علی(ع) می‌فرمایند، تا به این بخش از کلام نورانی حضرت می‌رسد که حضرت می‌فرمایند: «یا علی، مَن أَکَلَ مِنَ الْشُبَهات إِشْتَبَحَ عَلَیهِ دیْنُ» علی جان، اگر کسی از امور مشتبه، غذای خودش را، طعام خودش را، خوراک خودش را قرار داد که حرام بِیِّن هم نیست، مشتبه است، باید آنجا انسان یک‌مقدار احتیاط کند، بی‌احتیاطی کرد، «مَن أَکَلَ مِنَ الْشُبَهات» این «مِن» هم در اینجا باز بی‌علت نیامده است. یعنی اگر حتی بخشی از خوراک خودش و مال خودش را از حرام قرار بدهد، همۀ مالش هم نباشد، همۀ مالش مشتبه نباشد، بخشی از آن هم اگر مشتبه شد، حضرت می‌فرمایند «إِشْتَبَحَ عَلَیهِ دیْنُ» این‌چنین شخصی، دینش، اعتقاداتش و آنچه که مربوط به حوزۀ اندیشه و افکار و گفتار و اعمال او می‌شود که باید بر اساس معیارهای دینی، از او صادر شود، این‌ها بر او مشتبه می‌شود. یک‌مرتبه می‌بینید حرف می‌زند که نباید بزند و ما امروز شاهدیم بعضی از ریزش‌های دینی و بعضی از ریزش‌های انقلابی را با این روایت، یک معیاری می‌شود برای ما که چرا فلانی که این‌قدر داد اسلام می‌زد، این‌قدر داد قرآن می‌زد، این‌قدر داد انقلاب می‌زد، چرا یک‌مرتبه ریزش کرد، از انقلاب جدا شد، از اسلام بعضی‌ها جدا شدند. بعضی‌ها می‌دانید که به‌هرحال الان تو این کشور، بزرگ شده‌اند، در خانواده‌های مذهبی هم بودند؛ اما یک‌مرتبه سر از خارج درآوردند و مبلغ انسان‌های بی‌دین و ظلمۀ دوران شدند. چرا؟ این روایت خیلی ملاک است که ما خلاصه ارزیابی‌هایمان بر اساس روایات دینی‌مان باشد. می‌فرمایند: «یا علی، مَن أَکَلَ مِنَ الْشُبَهات إِشْتَبَحَ عَلَیهِ دیْنُ» مسائل دینی بر او مشتبه می‌شود. هرچه شبهات تو شکم انسان بیشتر شد، خلاصه تردید‌ها، تشکیک‌ها در مسائل دینی، از ناحیۀ او بیشتر می‌شود. لذا گاهی در خدا بعضی‌ها تردید کرده‌اند. در نبوت انبیاء الهی و خاتم انبیاء تردید کردند. در امامت اوصیای رسول گرامی اسلام تردید می‌کنند. دورۀ غیبت امام‌زمان(ع) در وجود مقدس آن حضرت تردید می‌کنند. در اینکه تکلیف ما در دورۀ غیبت چیست، باید پشت سر ولایت باشیم یا هرکسی‌که ادعا کرد، تردید می‌کنند. چرا این‌ها به‌وجود می‌آید؟ «أَکَلَ مِنَ الْشُبَهات» لذا بعضی‌ها در این انقلاب، قرار گرفته‌اند و با استفادۀ از سفرۀ انقلاب، به‌خاطر اینکه به سهم خودشان راضی نبودند و قانع نبودند، دست‌اندازی به حرام پیدا کردند، بعد می‌بینیم فرزندان آن‌ها یک‌مرتبه در این نظام منحرف می‌شوند. چرا؟ «أَکَلَ مِنَ الْشُبَهات» تو خانواده، آمده دختر یک مسئول، می‌گوید این حقوقی که پدر ما گرفته است، حقش بوده است از سفرۀ انقلاب. انقلاب را که مردم خون داده‌اند برای آن، مردم جان داده‌اند پای این انقلاب، سختی تحمل کردند، چقدر جوان‌های رشیدی به شهادت رسیدند، این انقلاب را که باید همۀ ما، احساس مسئولیت بکنیم، اینکه ما برای این انقلاب چه کردیم، باید در وجود ما و در فرهنگ ما زنده بشود، تشبیه می‌کند به یک سفره‌ای که باید هرچه بیشتر از این سفره خورد! خب این بچه‌اش باید منحرف بشود. بچه‌اش باید خلاصه حرف‌هایی که نباید بزند، بزند. باید دین او بر او مشتبه بشود. این روایت، زنگ خطری است و هشداری است به همۀ ما. در همۀ اصناف هم هست، از روحانی، از معلم، استاد دانشگاه، استاد حوزه، خلاصه کسبه، بازاری، کشاورز، همه، مسئول، غیرمسئول، زن و مرد را این روایت شامل می‌شود. رسول گرامی اسلام فرمودند: «یا علی» اولین اثر مال مشتبه را، خوب دقت کنید، «مَن أَکَلَ مِنَ الْشُبَهات» یا «أِکَلَ مِنَ الْشُبَهات إِشْتَبَحَ عَلَیهِ دیْنُ» دینش برایش مشتبه می‌شود. در عقاید تردید، تشکیک. در اخلاقیات، آقا دین مرز قرار داده است، روابط زن و مرد در آموزه‌های دینی ما، تعریف شده است. زن و مرد نامحرم چجور باید ارتباطی بین آن‌ها باشد. چقدر باید حریم‌ها رعایت بشود. «إِشْتَبَحَ عَلَیهِ دیْنُ» یک‌مرتبه مشتبه می‌شود. می‌گوید آقا در خیلی از جاها این روابط آزاد است، اینجا هم اگر آزاد باشد، کم‌کم چشم‌ها سیر می‌شود. وقتی‌که سیر شد، دیگر تجاوز نمی‌کند. غافل از اینکه فرق هست بین نیازهایی که خدا در وجود انسان قرار داده است. بعضی‌ها یک نیازهای غریزی هست، بعضی‌ها نیازهای فطری هست، بعضی‌ها یک نیازهای مادی هست. این نیازهای بدن ما، متفاوت است. آنکه وقتی‌که سیر شد، اشباع شد، دیگر زیاده‌خواهی نمی‌کند، نیاز طبیعی ما هست. شکم انسان، معدۀ انسان، یک ظرفیتی دارد. از هر غذایی شما آن را پُر کردید، دیگر غذاهای دیگر را پَس می‌زند. اما این غریزۀ جنسی، در وجود انسان هم آیا این‌جوری است؟ اگر چنانچه به حلال خودش قناعت کرد، به‌اصطلاح در اختیارش بود و ارضا شد، دیگر احساس سیری می‌کند، به نامحرم نگاه نمی‌کند؟ به‌سمت نامحرم نمی‌رود؟ نه، این‌جوری نیست. لذا می‌آید «إِشْتَبَحَ عَلَیهِ دیْنُ» این دوتا مطلب را خلط می‌کند با همدیگر. قاتی می‌کند با همدیگر. یک حرفی می‌زند، یک کاری می‌کند، اثرش چیست؟ اثر آن لقمۀ مشتبه‌ای است که در شکم این شخص رفته است.

    و دومین اثر مخرب در این روایتشریف، فرمودند: «یا علی جان، مَن أَکَلَ مِنَ الْشُبَهات أَظْلَمَ قَلْبُه» کسی‌که رفت به‌سراغ لقمۀ مشتبه، قلب او تیره و تاریک می‌شود. خب قلب تاریک، چی را می‌خواهد پیدا کند؟ ممکن است که در قرائت نمازش، Nوَلا الضّالّینَMرا چهار الف هم مَد بدهد؛ اما این Nوَلا الضّالّینَM گفتن، این Nاِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَMبرخواسته از یک دل ظلمت‌گرفته و تاریک، نه او را به راه هدایت راهنمایی خواهد کرد، صراط مستقیم او را قرار خواهد داد و نه هم او را از ضلالت و گمراهی نجات خواهد داد. چرا؟ چون «أَظْلَمَ قَلْبُه» رسول گرامی اسلام فرمودند: «یا علی، مَن أَکَلَ مِنَ الْشُبَهات أَظْلَمَ قَلْبُه» دلش تاریک می‌شود. دل تاریک، مثل فضای تاریک است. انسان در یک بیابان تاریک و ناآشنا اگر حرکت کند، چند درصد احتمال می‌دهد که به مقصد برسد؟ خیلی ضعیف است احتمالش. دلی هم که تاریک شد در اثر خوردن لقمۀ حرام، درصد هدایتش به صراط مستقیم، هی پایین‌تر می‌آید. درصد هدایت انسان‌های حرام‌خور، تا آنجا می‌شود که در حد صفر قرار می‌گیرد. لذا هرچقدر هم Nوَلا الضّالّینَMرا بکشد، فایده‌ای ندارد. لذا دومین اثر مخرب مال مشتبه که هنوز به درجۀ حرام قطعی هم نرسیده است عزیزان، این است که دل انسان را تاریک می‌کند. ظلمانی می‌کند و با دل ظلمت‌گرفته، هدایت الهی شامل حالش نخواهد شد. این قلبی که عرض رحما هست، عرض خدای مهربان هست، این را با حرام‌خواری، تاریک نکنیم. این دو اثر را من در این هفته عرض کردم و به همین مقدار بسنده می‌کنم. این شاید دوسه هفته عرض کردم روایت‌هایی در این مورد داریم که واقعاً وقتی‌که انسان مطالعه می‌کند، خیلی اثرگذار هست در افکار انسان و تجدید نظری باید بکنیم جدی در زندگی خودمان و مواظبت و مراقبت بیشتری بر این لقمه‌هایی که آماده گاهی در اختیار انسان قرار می‌گیرد، دقت نمی‌کنیم، خلاصه به هر شکلی فقط به فکر افزایش این‌ها هستیم، خدا ان‌شاءالله عاقبت همۀ ما را ختم به خیر بگرداند.

    - الهی آمین.

    خدایا ما را یک‌آن به خودمان وامگذار.

    - الهی آمین.

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. Nقُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ. اللَّهُ الصَّمَدُ. لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ. وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌM.

    - اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

    پایان خطبۀ اول

    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ نَحْمَدِهُ وَ نَسْتَعينُهُ وَ نَسْتَغْفِرُهُ وَ نَسْتَهْديهِ وَ نَتَوَکَّلُ عليه وَ نُصَلّی وَ نُسَلِّمُ علی حبيبه وَ نجيبه سیدِ رُسُلِهِ وَ حافظ سِرِّهِ بشيرِ رحمتهِ وَ نذير نقمته أبِی القاسِمِ المصطفی مُحَمَّد وَ علی آله الاَّطیَّبینَ الاَّطهَرینَ المَعصُومینَ المُنتَجَبین وَ لَا سِیَّمَا بَقیة الله فی الأرضین وَ صلاة وَ سلام علی بن ابیطالب علیه السلام و فاطمة الزهرا سیدة نساء العالمین وَ الحَسَن وَ الحُسَیْن سَیِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ و علی بن الحسین و محمد بن علی وَ جعفر بن محمد وَ موسی بن جعفر وَ علی بن موسی وَ محمد بن علی وَ علی بن محمد وَ الحسن بن علی وَ الحجة قائم المهدی صلوات الله علیهم الاجمعین وَ اللَّعْنَهُ دائم عَلَى أَعْدَائِهِمْ اعداء ‌الله من الآن الی يَوْمِ لقاء الله.

    Nاَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَهِ وَفی کُلِّ ساعَهٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاًM

    اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ خَیْرِ اَعْوانِهِ وَ أَنْصَارِهِ. وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْه اوصيکم و نَفسی عِبادَالله بِتقوی الله وَ طاعتهو اجتنابِ مَعصِیَتهِ.

    مجدداً در خطبۀ دوم، خودم و شما نمازگزاران را به رعایت تقوای الهی و دوری از گناه و معصیت و توجه بیشتر به عبادت پروردگار، توصیه و سفارش می‌کنم و از خداوند متعال می‌خواهیم عاجزانه که همۀ ما را به صفت تقوا بیاراید.

    مناسبت‌هایی که در هفته هست و نیاز هست به تذکر به بعضی از آن‌ها، یکی اینکه شهادت عزیزانمان را از فدائیان اسلام داریم. شهید نواب صفوی و شهید عزیز و بزرگوار طهماسبی و شهید واحدی و شهید ذوالقدر که در روز چهارشنبه، ۲۷دی‌ماه سالروز شهادت این عزیزان و این بزرگواران هست و در رابطه با شهید عزیز، نواب صفوی، دوتا از ویژگی‌ها و دو خاطره از زندگی این شهید عزیز که مناسبت با خطبۀ اولمان هم دارد را عرض می‌کنم تا همۀ ما بدانیم که آنچه در روایات اسلامی ما و دینی ما گفته شده است، مردانی در این عالم هستند که به آن‌ها متصف هستند. ممکن است بندۀ حقیر،‌از قافلۀ آن‌ها عقب باشم؛ اما عزیزانی قطعاً به صفات آن روایات، متصف هستند و درمیان ما بودند و هستند و خواهند بود و حجت‌های الهی هستند این‌ها بر همۀ ماها که بدانیم آنچه در روایات برای اعمال ما گفته شده است، قابل تحقق است، قابل عمل‌کردن است و قابل دست‌یابی برای ما انسان‌ها خداوند آن‌ها را قرار داده است.

    یکی از آن‌ها این است که ما توجه داشته باشیم نسبت به مال حرام که در خطبۀ اول عرض کردم، آن‌هایی که توانستند پای مبارزۀ با دشمنان بایستند و تا آخر این عَلَم را بالا نگه دارند و با شهادت خودشان آن را امضا کنند، این‌ها اهل حرام‌خواری نبودند. این‌ها به‌دقت در زندگی‌شان مراقب بودند که حرام از حلقوم این‌ها پایین نرود؛ چون به محض اینکه انسا حرام خورد، آن قدرتش در مبارزۀ با دشمن کم می‌شود. نمی‌تواند با دشمن مبارزه کند. لذا خاطرۀ بسیار جالبی هست و قابل تعصی و اقتدا برای همۀ ما بعد از حادثۀ ۲۸مرداد۱۳۳۳، شخصی از طرف شاه آمد خدمت مرحوم نواب صفوی و در آن زمان، سال ۳۳ را شما درنظر بگیرید، صد هزار تومان برای این مرحوم نواب پول نقد آورد و گفت علاوه‌بر این‌ها، شاهنشاه آری از مهر، به تعبیر ما، سه‌تا پیشنهاد دیگر هم به شما دارند. اگر شما خلاصه پذیرفتی، علاوه‌بر این صد هزار تومان، خوب دقت کنید، افرادی که در این نظام مسئولیت برعهده گرفتند، ببینیم در برابر این تطمیع‌های دشمنان چقدر می‌توانند مقاومت کنند، به همان میزان می‌توانند انقلابی بمانند. به همان میزان می‌توانند خدمت‌گذار این ملت بمانند و الا اگر به سراغ حرام رفتند، دیگر ادعاهایشان دروغ خواهد بود. لذا گفت علاوه‌بر این صد هزار تومان، سه‌تا پیشنهاد دیگر هم برای جنابعالی خلاصه شاهنشاه سفارش کردند ما به شما برسانیم.

    یکی اینکه خلاصه در بهترین کشورهای اسلامی، به‌عنوان سفیر، جنابعالی را معرفی می‌کنند. کی است که از سفارت بدش بیاید؟ خوب دقت کنید. سفیر در بهترین کشورهای اسلامی. پیشنهاد بدون آزمون و بدون ورودی و بدون مصاحبه و امثال این‌ها.

    دوم، اینکه برای شما یک منزلی را درنظر گرفته‌اند در بهترین جای تهران، با ماهیانه ماهی دَه هزار تومان حق سفره که ایاب‌وذهاب به آن خانه خواهید داشت، در پذیرایی از مهمان‌هایتان کم نیاورید. ماهی دَه هزار تومان هم در آن زمان، سال ۳۳ را من دارم عرض می‌کنم، حق سفره به شما پیشنهاد شده است.

    سوم اینکه خلاصه شما که اهل مبارزه هستید و اهتمام به مسلمانان، پیشنهاد شده است که اگر شما بپذیرید، یک حزب بزرگ اسلامی تشکیل بدهدی و کلیۀ هزینه‌های آن تشکیل حزب را شاهنشاه قبول کردند که بپردازند. شما مگر چه از این بهتر می‌خواهید؟ علاوه‌بر آن پول نقد، این سه پیشنهاد هم به شما می‌شود. اگر پذیرفتید. خوب دقت کنید. مسئولین توجه کنند. اگر می‌خواهند اهل مبارزه باشند، اگر می‌خواهند اهل انقلابی‌گری باشند، اگر می‌خواهند این راه امام و شهدا را تا آخر ادامه بدهند، با حرام‌خواری جور در نمی‌آید. شهید نواب صفوی هست که از حرام پرهیز می‌کند، می‌تواند پرچم مبارزه و جهاد را تا آخر و تا شهادت ادامه بدهد. ایشان به این آقایی که از طرف شاه آمده بود، می‌فرمایند که خجالت نمی‌کشی که من را به درگاه معاویه دعوت می‌کنی؟ چه فکر کردند که این‌چنین پیشنهادهایی به من طلبه می‌دهند؟ منی که حرف از اسلام می‌زنم. منی که حرف از قرآن می‌زنم. چه ضعفی در وجود من دیده شده است که این‌چنین پیشنهادهایی به من داده می‌شود؟! برگرد برو بگو بالاتر از آن، تخت‌وتاج خودش را هم اگر خود او بخواهد به من بدهد که من دست از مبارزه بردارم، محال است این کار را بکنم. این شهید می‌شود نواب صفوی. این شهید هست که می‌تواند مبارزه را تا شهادت ادامه بدهد. لذا عزیزان اگر ما امروز می‌بینیم گاهی افرادی در برابر دشمن به کُرنش می‌افتند، در برابر دشمن زانو می‌زنند و در مقابلۀ با دشمن، کم می‌آورند، بدانیم که آن شبهاتی که رسول گرامی اسلام فرمودند، از حرام وارد شکم‌ها شده است و وقتی حرام وارد شکم شد، اهل مبارزه نیستند. لذا هرکدام از ما این خطر تهدیدمان می‌کند. بندۀ طلبه و شما بزرگواران، اگر بخواهیم خلاصه اهل مبارزه باشیم، اهل حفظ دین باشیم در برابر تطمیع‌ها نلغزیم، باید از حرام پرهیز کنیم. به‌محض‌اینکه حرام آمد، همه می‌رود کنار. دیگر انسان به چرب و نرم و گرم این دنیا اگر خو گرفت، اهل مبارزه نخواهد بود. اهل سازش می‌شوند. چرا عده‌ای سازش‌کار می‌شوند با دشمنان؟ چرا عده‌ای که سال‌ها اهل مبارزه بودند، سال ها خلاصه اهل زندان رفتن‌ها بودند، فراوان تحمل صدمات را کردند، امروز یک‌مرتبه در برابر دشمن کم می‌آورند، حرف از سازش و حرف از مذاکره و این‌جور چیزها می‌زنند، این حرام‌ها خلاصه بی‌رسوخ و بی‌نفوذ به این شکم‌ها نبوده است. امیدواریم خداوند عاقبت امور همۀ ما را ختم به خیر بگرداند.

    در امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر نوشته‌اند باز در احوالات این شهید بزرگوار، شهید نواب صفوی که در سال ۱۳۵۰، وقتی‌که شاه حسین اردونی بعد از یک کنفرانسی که آنجا گرفته می‌شود، تقاضا می‌دهد که با سران این کشورها و نمایندگان کشورهای اسلامی، یک دیداری داشته باشد. خوب دقت کنید. این شهید عزیز و بزرگوار، شهید نواب صفوی، می‌رود آنجا و خطاب می‌کند به این شاه حسین، می‌گوید که من هرگز با هیچ پادشاهی ملاقات ننموده‌ام؛ اما چون تو سید هستی و از فرزندان رسول خدایی،‌برای نصیحتت آمده‌ام. خوب دقت کنند عزیزان که امربه‌معروف، بهترین مصداق امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر، وقتی است که افراد صاحب قدرت را انسان نصیحت بکند. نه افرادی که مثلاً بنده‌های خدا آه ندارند با ناله سودا کنند، ضعیف هستند، همه همین‌ها را امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر کنند. نه، باید سران را، مسئولین را باید امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر کنند. این بالاترین درجۀ ایمان را می‌خواهد و بالاترین درجۀ امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر است. لذا گفت من به دیدن هیچ شاهی نرفتم؛ ولی تو، این‌هم از این روش استفاده می‌کند، به‌خاطر اینکه او را مگر اینکه ان قلب کدر او، چون متوجه شده است وابستگی او را به رژیم صهیونیستی در آن زمان و آن کنفرانس هم در رابطه با تقویت فلسطین بوده است، این وابستگی شاه حسین را می‌دانسته، می‌خواسته یک‌مقدار هم از معجون عاطفه استفاده بکند تا مگر در قلب سیاه او اثر کند. می‌گوید که من به ملاقات هیچ شاهی نرفته‌ام؛ ولی چون تو سید هستی و از فرزندان رسول خدایی، برای نصیحتت آمده‌ام. بعد خطاب می‌کند به شاه حسین، خوب دقت کنید. می‌گوید که ای پسرعمو، اگر کاشتن گندم بر پشت‌بام خانه‌ها، رفع احتیاج از بیگانه می‌کند، بهتر است بر آن کار اقدام کنی.

    خطبه های صوتی نماز جمعه 3-9-1396 خطیب حجت الاسلام مصوری ،امام جمعه موقت برد ...

    خطبه های صوتی نماز جمعه 3-9-1396 خطیب حجت الاسلام مصوری ،امام جمعه موقت شهرستان بردسکن [attachment=209]          ...

    خطبه های صوتی نماز جمعه 26-8-1396

    خطبه های صوتی نماز جمعه 26-8-1396 شهرستان بردسکن خطیب حجت الاسلام امینی [attachment=208]                          ...

    خطبه های صوتی نماز جمعه 12-8-1396

    [attachment=204]  [attachment=205]              ...

    خطبه های صوتی نماز جمعه 24-6-1396

    [attachment=192] [attachment=193] [attachment=192]   [attachment=193]          ...

    خطبه های صوتی نماز جمعه 3-6-1396

    خطبه های صوتی نماز جمعه 3-6-1396 خطبه اول [attachment=187]   خطبه دوم [attachment=188]                                ...

    ارسال دیدگاه
    ارسال دیدگاه شما در مورد مطلب

    کد امنیتی :
    شامل تصویر کد امنیتی به صورت CAPTCHA.
    بارگزاری مجدد کد



نظر شما در مورد سیستم جدید سایت نماز جمعه چیست ؟
عالی
خوب
متوسط
ضعیف
نظری ندارم...


تمامی حقوق این سایت متعلق به دفتر امام جمعه بردسکن می باشد