سِر الهام‌ بخشي واقعه عظيم عاشورا

    موضوع: مقالات دینی تاریخ ارسال: 1393/08/15 - 17:50

     
    يکي از بحث‌هاي مهم درباره تاريخ عاشورا بررسي راز الهام‌بخشي اين واقعه است که نوشتار حاضر درصدد پرداختن به چهار عامل اصلي اين الهام‌بخشي يعني: 1ـ دين، 2ـ حسين(ع)، 3ـ ياران 4ـ پيام‌رسانان است.
    اشاره
    يکي از ويژگي‌هاي بزرگ انسان، اشرف مخلوقات و موجودي که شايستگي خليفه‌اللهي بر او نهاده شده، حفظ حوادث زندگي طولاني‌اش است. اين وظيفه خطير را تاريخ به عهده دارد. با اينکه تاريخ حوادث بسياري را در خود ضبط و ثبت کرده، اما اين به معناي يکساني و برابري اهميت آن حوادث نيست. با اينکه تاريخ خود اهل قضاوت و داوري درباره حوادث و وقايع نيست، قضاوت‌ها و داوري‌ها درباره حوادث و وقايع مهم را نيز ثبت و ضبط کرده است. ميزان توجه تاريخ به وقايع که در اصل ميزان توجه عالمان و بزرگان هر دوره به وقايع مهم جاري و گذشته است بازگوکننده اهميت آن وقايع است. يکي از وقايع مهم تاريخي، واقعه بزرگ عاشورا است. اهميت اين واقعه بي‌بديل چه از حيث اهميت ذاتي و چه از حيث قدرت تأثيرگذاري بر روند زندگي نسل‌هاي مختلف در مناطق گوناگون، سبب شده تا انديشمندان در برهه‌هاي مختلف به آن بپردازند و درباره آن سخن بگويند. کثرت مطالبي که درباره واقعه عظيم عاشورا گفته و نوشته شده سبب نگرديده تا ديگران با بسنده کردن به آثار برجاي مانده از گذشتگان درباره عاشورا نگويند و ننويسند. اين واقعه آنچنان عظيم و تأثيرگذار بوده که با وجود شرح و تفسيرهاي گوناگون درباره آن به نظر مي‌رسد هنوز هم ناگفته‌هايي از آن باقي است و همچنان بايد زوايا و ابعاد آن واکاوي شود. يکي از بحث‌هاي مهم درباره تاريخ عاشورا بررسي راز الهام‌بخشي اين واقعه است که نوشتار حاضر درصدد پرداختن به چهار عامل اصلي اين الهام‌بخشي يعني: 1ـ دين، 2ـ حسين(ع)، 3ـ ياران 4ـ پيام‌رسانان است.
    1- دين
    مهم‌ترين اتفاق در تاريخ زندگي انسان برخورداري از اديان آسماني است. يقيناً انسان بدون آشنايي با اديان الهي در مسير انسانيت قرار نمي‌گرفت و گذشت زمان تنها وجه حيواني او را رشد مي‌داد و تقويت مي‌کرد. از آنجايي که هدف از خلقت انسان نيز تربيت و رستگاري است و اين امر به خودي خود و يا با اتکا به شخصيت ذاتي انسان ممکن نبود، خداوند سبحان اديان آسماني را براي انسان فرستاد تا با تعليم نيازهاي انساني الهي بتواند ساير توانايي‌هاي خود را شکوفا سازد. تأثير اديان آسماني بر سير زندگي انسان آنچنان عميق و گسترده است که نمي‌توان برهه‌اي از زمان را يافت که اثري از تعاليم آسماني در زندگي مردم آن برهه نباشد. اين آثار يا مستقيم است مانند زماني که خود پيامبران الهي در ميان مردم حاضرند و يا غيرمستقيم است مانند زماني که خود پيامبران در بين مردم نيستند، اما آثار تعاليم آنان بر زندگي مردم باقي و قابل مشاهده است. دو مقوله انسان و اديان الهي تفکيک‌ناپذيرند و بدون اديان الهي خلقت انسان و حتي آفرينش توجيه‌ناپذير است. اديان الهي به انسان عرضه شدند تا هدف از خلقت انسان معنا پيدا کند. به عبارتي انسان با وجود اديان آسماني مي‌تواند با جهان ارتباطي پيدا کند که او را در مسير هدف نهايي قرار دهد و بدون اديان الهي انسان حيوان محض است. از اين‌رو است که هر گاه زورمداران بر سرنوشت انسان‌ها حاکم شدند و آنها را از مسير زندگي الهي خارج کردند، زندگي انسان‌ها رنگ و بوي حيواني گرفته است. تربيت تاريخي انسان در سايه آموزه‌هاي اديان الهي به آنجا رسيد که با بعثت پيامبر اعظم(ص) و تعاليم دين اسلام انسان در پرتو آن براي هميشه مي‌تواند در مسير رستگاري باقي بماند؛ اما به مانند هميشه تاريخ، دين اسلام نيز از گزند دست‌هاي ناپاک در امان نماند و اندکي پس از رحلت پيامبر اعظم(ص) دست‌درازي‌هاي جاه‌طلبانه به ساحت دين مقدس اسلام آغاز شد تا به زمان امام حسين(ع) رسيد. امام حسين(ع) با نظارت بر عملکرد معاويه و به دلايلي که طرح آن خارج از بحث حاضر است، وضعيت حکومتي و اجتماعي آن زمان را تحمل کرد؛ لکن با شناختي که از يزيد داشت، پس از مرگ معاويه و به خلافت رسيدن يزيد به مخالفت با وي پرداخت. با اينکه تاريخ، رويارويي امام حسين(ع) با يزيد را عدم بيعت امام حسين(ع) با يزيد مي‌داند؛ اما با توجه به شخصيت امام حسين(ع) و فساد شخصي و حکومتي يزيد، چنانچه بحث بيعت هم در ميان نبود، امام حسين(ع) با يزيد کنار نمي‌آمد، افزون بر آنکه موانع زمان معاويه براي مخالفت‌هاي صريح امام حسين(ع) با حکومت نيز ديگر در ميان نبود. با شناختي که امام حسين(ع) از تحولات پس از رحلت پيامبر اعظم(ص) و شخصيت پليد و کاملاً منحرف و بيگانه با اسلام يزيد داشت، به‌خوبي متوجه شد که اسلام در معرض نابودي و هدم قرار گرفته است و در سخنان‌شان بارها به اين نکته مهم اشاره داشتند. براي نمونه پس از مرگ معاويه و رسيدن خبر آن به مدينه و درخواست وليدبن عقبه از امام حسين(ع) براي بيعت با يزيد و برخورد اتفاقي مروان با امام حسين(ع) در فرداي آن روز و تکرار درخواست وليد براي بيعت با يزيد، حضرت(ع) به مروان فرمود: «انا لله و انا اليه راجعون و علي الاسلام السلام اذ قد بليت الامه براع مثل يزيد و قد سمعت رسول‌الله يقول: الخلافه محرمه علي آل ابي‌سفيان و علي‌الطلقاء و ابناء الطلقاء؛ ما از خداييم و به سوي او باز مي‌گرديم. هر گاه امت اسلام به رهبري همچون يزيد دچار شود بايد فاتحه اسلام را خواند. از رسول خدا شنيدم که فرمود: خلافت بر آل ابي‌سفيان و آزادشدگان و فرزندان‌شان حرام است.» ريشه اين کلام امام حسين(ع) را بايد در رخدادهاي پس از رحلت پيامبر اعظم(ص) ديد، آنجا که مسعودي نقل مي‌کند: «وقتي عثمان به خلافت رسيد، ابوسفيان طايفه بني‌اميه را به منزل خود جمع کرد و گفت: آيا بيگانه‌اي در ميان شما هست؟ (زيرا ابوسفيان کور بود) گفتند: خير. گفت: اي بني‌اميه خلافت را مانند گوي دست به دست بگردانيد. به خدايي که ابوسفيان به آن قسم مي‌خورد، من اميد داشتم خلافت به شما برسد و ميان فرزندان شما موروثي گردد.» ابن ابي‌الحديد هم مي‌نويسد: «اصحاب ما فقط به فسق معاويه اکتفا نکرده‌اند، بلکه معتقدند که معاويه ملحد و بي‌دين است و اعتقادي به نبوت پيغمبر(ص) نداشته است. سپس از قول مطرف‌بن‌مغيره نقل مي‌کند که شبي با معاويه نشسته بود که به معاويه پيشنهاد داد تا نسبت به بني‌هاشم مهربان باشد و از بيت‌المال سهم بيشتري براي آنان در نظر بگيرد... معاويه پاسخ داد: هرگز. ابوبکر و عمر آمدند و رفتند و يادي از آنها باقي نماند، اما ابن‌ابي‌کبشه (منظور پيامبر(ص) است) همه روزه پنج بار با صداي رسا نامش به هنگام اذان برده مي‌‌شود و مي‌گويند: اشهد ان محمداً رسول‌الله و بعد از نام محمد! چه عَلَمي و کدام نام باقي‌ خواهد ماند؟ و من تا نام محمد را همچون وجودش دفن نکنم، دست‌بردار نيستم.» يزيد هم هنگام مواجهه با سر مبارک امام حسين(ع) در جمع مسلمانان اين شعر را انشا کرد: «لعبت هاشم بالملک فلا / خبر جاء و لا وحي نزل» يعني «بني‌هاشم با پادشاهي و حکومت بازي کردند و گرنه نه خبري از رسالت بود و نه وحي نازل مي‌شد.» اين نگاه نوه، پدر و پدربزرگ به اسلام است. از اين نگاه، کينه‌ورزي آتشيني بيرون مي‌ريزد که بي‌ديني و يا بهتر ضدديني آنها با دين خدا را آشکار مي‌کند. در تأييد اين ضددين بودن فرموده‌هاي صريح و روشني از امام حسين(ع) وجود دارد که در ادامه به آن اشاره مي‌شود.
    2- امام حسين(ع)
    امام حسين(ع) از جمله شخصيت‌هاي برجسته اسلام است که پيامبر اعظم(ص) کم‌نظيرترين تمجيدها را درباره ايشان داشته‌اند. حضرت امير(ع) فرمود: «روزي رسول خدا دست حسن و حسين(عليهماالسلام) را گرفت و فرمود: «من احبني و احب هذين و أباهما و امهما کان معي في درجتي يوم القيامه؛ هر کس من و اين دو (حسن و حسين) و پدر و مادرشان را دوست داشته باشد، در روز قيامت با من و در مرتبه من است.» و يا فرمود: «حسين مني و انا من حسين، احب الله من احب حسينا؛ حسين از من است و من از حسينم. خدا دوست دارد کسي را که حسين را دوست مي‌دارد.» روايات از اين دست درباره امام حسين(ع) زياد است؛ اما هيچ‌يک از آنها بيانگر جايگاه و نقش امام حسين(ع) در واقعه عاشورا نيست. هر چند که در جاي خود هر يک از آنها به تنهايي موجب فخر بر کائنات است. شخصيت عاشورايي امام حسين(ع) را بايد از زماني جست‌وجود کرد که والي مدينه به دستور يزيد قصد داشت به هر نحوي شده از امام حسين(ع) بيعت بگيرد که حضرت با هوشمندي از بيعت خودداري و حرکت عاشورايي خود را شروع کرد. از اين زمان تا هنگامي که روح آن امام عزيز در عصر عاشورا آخرين نقطه عروج انسان کامل را فتح مي‌کند و به وصل جان‌آفرين نائل مي‌شود، امام حسين(ع) نمايشي از شخصيت خود ارائه مي‌کند که در همه ابعاد آن بي‌نظير و يکتا است. با شناخت رفتار، حرکات و سکنات امام(ع) در اين چند ماه مشخص مي‌شود که يک مدار وجود دارد و آن هم حسين(ع) است. امام حسين(ع) در اين مدت کوتاه، اصول و عصاره آموزه‌هاي الهي را که بزرگان زيادي براي تحققش زحمت‌ها کشيدند و مشقت‌ها تحمل کردند به نمايش در آورد و با خون خودش بيمه و جاودانه کرد. امام حسين(ع) در طول اين دوران کوتاه، اما درخشان و روشني‌بخش تا ابديت، تماماً از دين گفت تا هم هدفش روشن باشد، هم دين با تمام قد و با همه گنجينه‌اش باقي‌ بماند و هم کسي حرکت امام حسين(ع) را تحريف و وي را به مسائل ديگر متهم نکند. يگانه نقش امام حسين(ع) در واقعه عاشورا آنچنان برجسته و پرنما است که همه‌چيز حول آن وجود عزيز وقوع يافته، ديده شده و بايد ديده شود. عاشورا يعني حسين(ع) و بس؛ و پس از آن هرچه است بايد در سايه‌سار و ذيل اين قامت رشيد و استوار ديده شود و اين هماني است که دشمنان اسلام نمي‌خواهند آن شود. حسين(ع) در کربلا حسين(ع) است، نه نوه پيامبر اعظم(ص)، نه فرزند علي(ع) و فاطمه(س) و نه برادر حسن(ع) حتي آنجايي که به دلايلي اين نام‌هاي مقدس را به زبان جاري مي‌ساخت و نسبت خود را با آنها در ميان مي‌گذاشت و چه بسا زماني که اين نسبت آشکار مي‌شد، بخشي از سپاه دشمن با حسين(ع) خصمانه‌تر برخورد مي‌کرد. حسين بزرگ، اين ذبح، عظيم دغدغه دين داشت و گويا نصب‌العينش در اين آوردگاه بزرگ اين فرمايش بلند پدر بزرگوارش اميرالمؤمنين(ع) بود که فرمود: «اذا حضرت بليه فاجعلوا اموالکم دون انفسکم و اذا نزلت نازله فاجعلوا انفسکم دون دينکم؛ اگر خطري جان‌تان را تهديد کرد، مال‌تان را سپر آن کنيد و اگر خطري دين شما را تهديد کرد، جان‌تان را سپر دين‌تان قرار دهيد.» امام حسين(ع) جان خود و اصحابش را نه سپر دين خودش که سپر دين اسلام و همه انسان‌هايي که پس از وي آمدند، کرد. در نامه‌اي که امام حسين(ع) از مکه براي بزرگان بصره نوشت آمده است: «انا ادعوکم الي کتاب الله و سنه نبيه فان السنه قد اميتت و البدعه قد احييت فان تسمعوا قولي اهديکم الي سبيل الرشاد؛ من شما را به کتاب خدا و سنت پيامبر(ص) مي‌خوانم؛ زيرا سنت را از بين برده و بدعت را زنده کرده‌اند اگر حرف مرا بشنويد شما را به مسير رستگاري هدايت مي‌کنم.»
    حضرت در نامه‌اي هم به بزرگان کوفه مرقوم داشتند: «فلعمري ما الامام الا العامل بالکتاب والآخذ بالقسط و الدائن بالحق و الحابس نفسه علي ذات‌الله؛ به جان خودم امام و رهبر مسلمانان نمي‌تواند کسي باشد مگر عمل‌کننده به قرآن و اداره کننده جامعه براساس حق و قرار داشته در چارچوب الهي.»
    3- ياران
    شخصيت ويژه امام حسين(ع) سبب شده بود با وجود خطر بزرگ در کمين نشسته، افراد بزرگي به وي ملحق شوند و او را در اين مأموريت بي‌همتاي تاريخي همراهي کنند. براي شناخت دقيق اين شخصيت‌هاي برجسته گواهي امام حسين(ع) به ارزش و منزلت آنها کافي و افتخاري بي‌بديل براي آنها است. بنابر قول معروف امام حسين(ع) در شب عاشورا خطبه کوتاهي خواند و فرمود: «من اصحاب و ياراني باوفادارتر از اصحاب و ياران خود سراغ ندارم و... پس از آن امام فرمودند: بيعتم را از شما برداشتم و برويد. اين فرمايش امام دل آن ياران وفادار را آتش زد و اعلام وفاداري‌ها يکي پس از ديگري آغاز شد و فرداي آن شب چه زود هم اثبات شد. براي نمونه پس از مضروب شدن مسلم‌بن‌عوسجه، حبيب و امام حسين(ع) بالاي سر وي آمدند، حبيب از مسلم خواست که به وي (حبيب) وصيت کند، مسلم مجروح در آستانه شهادت با صداي لرزان و بي‌رمق به امام(ع) اشاره کرد و به حبيب گفت: اوصيک بهذا ان تموت دونه؛ حبيب وصيت من اين است که تا آخرين قطره خون از او (امام حسين(ع)) دست برنداري و آنگاه روحش به پرواز درآمد.
    4- پيام رسانان
    عاشورا در کربلا محبوس و مدفون نشد؛ زيرا دو پيام‌رسان بزرگ، حضرت سجاد(ع) و حضرت زينب(س) داشت. دو بزرگي که از ابتدا، هم ناظر حوادث بودند و هم روح بلندي داشتند که مي‌دانستند بايد عاشورا را در مسير اسارت با خود ببرند تا اسيري باقي نماند و در آينده، انسانيت را از اسارت آزاد کند و چنين نيز شد. امامت امام سجاد(ع) و درايت و شجاعت حضرت زينب(س) سبب شد خون بر زمين ريخته امام حسين(ع) در کربلا و در بستر تاريخ فوران کند و شاخص و الهام‌بخش جوامعي باشد که مي‌خواهند آزاد زندگي کنند و به رستگاري برسند. اگرچه مصائب سنگين عاشورا و پس از آن روح اين دو امام‌زاده شريف و بزرگ را براي تمام عمر آزرده و پژمرده ساخت، اما وظيفه‌شناسي آنها در پيام‌رساني عاشورا روح‌هاي مرده بسياري را زنده کرد و اين کار بزرگ هم به سبب محوريت امام حسين(ع) در عاشورا بود که چنين فرزند و خواهري داشت.
    حسين(ع) رادمرد عاشورا چنان به استقبال مرگ رفت تا در آخرين برگ دفتر عاشورا فصل جديدي براي شناخت دوباره‌اش باز کند تا همگان بدانند هميشه حسين و عاشورا را از نو بايد شناخت. ابن اثير نقل کرده است امام حسين(ع) در روز عاشورا به غير از زخم‌هايي که به سبب اصابت تيرهاي دشمن بر بدن داشت، 67 زخم ديگر در بدنش بود که 34 تاي آن زخم شمشير دشمن بود، شايد اين بدن مجروح تصويري از آن خطبه امام(ع) در مکه باشد که طي آن اشاره داشت: براي من قتلگاهي معين شد که در آنجا فرود خواهم آمد، گويا با چشم خود مي‌بينم که درندگان بيابان‌ها در سرزميني در ميان نواويس و کربلا اعضاي بدنم را قطعه قطعه و شکم‌هاي گرسنه خود را سير مي‌کنند.
    صاحب چنين بدن مجروحي در لحظات آخر با اين کلمات، سرگشتگي هميشه تاريخ را رقم زد: «رضي‌الله رضا نا اهل‌البيت نصبر علي بلائه و يوفينا اجور الصابرين؛ خشنودي خداوند، خشنودي ما اهل بيت است، ما بر بلا و امتحان صبر مي‌کنيم و خدا پاداش صابران را به ما مي‌دهد.» بابي انت و امي يا حسين(ع).
    رضا گرمابدري
    سایت : شورای سیاستگذاری ائمه جمعه

    زينب (س) چگونه کربلا را در تاريخ زنده نگه داشت؟

    «حسين در طول نهضت حماسي خود خاندان و همراهان خود را چنان با استقامت و پايداري آشنا نمود كه هر يك جلوه‌اي از استقامت حسيني شدند در اين ميان، حضرت زينب چنان درس آموخت كه استقامت و پايداري او پس از عاشورا در دوران اسارت و روياروئي...

    صبر اباعبدالله (ع) در مصيبت حضرت علي‌اصغر (ع)

    مقاله حاضر از 3 بخش تشکيل شده که بخش اول به مفهوم صبر پرداخته، در بخش دوم به بررسي مفهوم صبر از ديدگاه قرآن و روايات پرداخته و در بخش سوم مصاديقي از صبر در کربلا ذکر شده است. مفهوم صبر صبر در لغت به معناي حبس و باز داشتن است....

    13 ويژگي حضرت على اصغر(ع)

    حضرت علي اصغر (ع) که کوچکترين شهيد کربلا بودند شايد سن زيادي نداشت ولي ويژگي هاي مختلفي از او در کتاب ها آمده است که به شرح زير با هم مرور مي کنيم 1 ـ در توصيف او آمده است:«اَشبَهُ النّاسِ بِرَسُولِ اللهِ (صلى الله عليه وآله) »...

    مراتب انتظار فرج

    براي حالت انتظار فرج و گشايش در امور،سلسله مراتبي وجود دارد که با توجّه به نوع مشکلي که چشم به راه حل آن هستيم ،تنظيم مي گردد. 1. انتظار در جهت گشايش امور شخصي اوّلين و ضعيف ترين مراتب انتظار ،انتظار براي گشايش در امور شخصي خود و...

    ماهيت جنگ عراق عليه ايران

      «مي‌خواهم بگويم که اين جنگ يک گنج است. آيا ما خواهيم توانست اين گنج را استخراج کنيم يا نه؟ اين هنر ماست که بتوانيم استخراج کنيم. امام سجاد(عليه‌السلام) توانست همان چند ساعت، گنج عاشورا را استخراج کند. امام باقر و...

    ارسال دیدگاه
    ارسال دیدگاه شما در مورد مطلب

    کد امنیتی :
    شامل تصویر کد امنیتی به صورت CAPTCHA.
    بارگزاری مجدد کد



نظر شما در مورد سیستم جدید سایت نماز جمعه چیست ؟
عالی
خوب
متوسط
ضعیف
نظری ندارم...


تمامی حقوق این سایت متعلق به دفتر امام جمعه بردسکن می باشد